|
وبلاگی برای کسانی که دوست دارند بیشتر بدانند
|
اگر خاطراتمان را مرور کنیم ارجاعتون میدم به حدوداْ یک سال قبل ( کلیک کنید )
۸۸/۳/۴ فیس بوک فیلتر شد و ۷/۳/۸۹ گوگل با این تفاوت که فیس بوک هنوز هم فیلتر است اما گوگل موقتاْ ( تاکید میکنم " موقتاْ " ) باز است ، اما مدتهاست اطرافیان از من شنیده اند ایران دستور کاری که از چین دریافت کرده را پیاده سازی میکند ، ارتش سایبری و حمله به شبکه ها اجتماعی و حال پیش بینی نه چندان خوشایندی که کاش همیجا تمام شود سریال فیلترینگ حکایتی بلند مثل سریال جومونگ دارد که بعد از هر پایان ، ققنوس وار شروعی جدید و برمی افروزد.
یادمان نرود که این حرکت بعد از حمله رسانه ای شدید اخیر به اینترنت توسط برنام هایی چون سریال هوش سیاه و میز گرد هدهد و ... انجام شد
زنگ خطری که اگر اینطور ادامه پیدا کند سرویس های اینترنتی در ایران تعطیل می شوند.
بخشی توسط خود ایران و بخشی به عنوان تحریم از جانب جامعه بین المللی...
اگر سکوت پیشه کنیم اینترانت ملی جای اینترنت را خواهد گرفت و اینترنت هم تبدیل به رسانه شخصی میشود. به هر حال همین فیلترینگ هم خود جای بحث دارد چرا که google.com فیلتر بود اما سرویس https گوگل و بقیه آدرسها مانند google.co.uk باز بود.
در چند ماه اخیر شاهد پخش مجموعه تلویزیونی با نام «هوش سیاه» از شبکه سوم شیما بودیم. این سریال به تهیه کنندگی سید عباس فاطمی نویسی و کارگردانی مسعود آب پرور در ۱۵ قسمت ۵۰ دقیقه ای ساخته شده و روی آنتن رفت. هوش سیاه با درون مایه ای نو که به جرایم حوزه فناوری اطلاعات و شبکه های رایانه ای خصوصا اینترنت می پرداخت توانست مخاطبان خوبی پیدا کند که به سبب نوع موضوعات، عموم آنها را نوجوانان و جوانان تشکیل می داد که با اینترنت و کارهای رایانه ای سر و کار و آشنایی بیشتری دارند.
سرگرد احمدی معاون دایره پیشگیری و مبارزه با جرایم رایانه ای پلیس با نقش آفرینی «حسین یاری»، همراه با دستیاران خود حسام، امید و خانم عزیزی در طول مجموعه با پرونده پیچیده یک هکر نابغه در حوزه رایانه و الکترونیک با بازی «کیکاووس یاکیده» درگیر شده و به موازات آن پرونده های دیگری را هم رسیدگی می کردند. در هر قسمت از این مجموعه پلیس ضمن پیگیری مستمر این پرونده بعضا پرونده های دیگری را رسیدگی و این پرونده ها در همان قسمت به سرانجام رسیده و بسته می شد. موضوعاتی که در قسمتهای گوناگون این سریال به آن اشاره شد عبارت بودند از بلوتوث، سرقت نرم افزار، تلاش برای هک بانک و بیمه، شرکتهای هرمی، دوستیهای مخرب اینترنتی، مزاحمت و شوخی از طریق اینترنت، حریم شخصی و …
سریال های پلیسی عموما مخاطبان زیادی دارد و این اولا به ماهیت کار پلیس برمی گردد که هیجان ها و تعقیب و گریزها جزء جدا نشدنی آن است. از سوی دیگر تعلیق داستان های پلیسی و جنایی در کشف رازهای موجود و پرده برداری از آنها توسط پلیس کشش خاصی به این دسته از سریال ها می بخشد و بیننده را در جای خود میخکوب می کند. سوژه بکر و جالب هوش سیاه یعنی جرایم حوزه اینترنت و سایبر کشش و جذابیت این مجموعه پلیسی را دو چندان کرده است. شاید بتوان گفت این اولین باری است که یک کارگردان به خود این جرات را داده تا برای طیف خاصی از جامعه کار کند و قسمتی از مردم را هم نادیده بگیرد. همچون معلمی که قسمت کوتاهی از وقت را اختصاص به یک مساله پیچیده تر، جالب و اضافه تر از سطح کتاب درسی می کند که فقط چند نفری در کلاس، آن را متوجه می شوند ولی این توجه و این مطلب هوشمندانه آنها را بسیار ذوق زده می کند. بسیاری از افراد مسن تر که با دنیای پیچیده رایانه و اینترنت آشنا نیستند برای اولین بار سریالی را تجربه کردند که خیلی قسمت های آن را متوجه نمی شدند. حال آنکه فرزندان و نوه های آنها کاملا با آن درگیر بودند و برایشان بسیار کنجکاو کننده و شگفتانگیز بود.
شاید حتی یکی از نقاط قوت این مجموعه این باشد که بسیاری از پدر و مادرها که آشنایی کمتری با حوزه اینترنت دارند علاقه مند شدند تا کار با این حوزه را یاد بگیرند و از آن بیش از پیش استفاده کنند. یکی از آشنایان که سن و سال نسبتا بالایی دارد از من درباره لپ تاپ می پرسید و درخواست می کرد که یکی از آنهایی که پشتش شکل سیب دارد برایش تهیه کنم و کار با آن را به او یاد بدهم! عده ای هم کار با رایانه را پیش از این سریال نسبتا بلد بودند، ولی تصوری درباره جرایمی که ممکن است در این حوزه اتفاق بیفتد و عواقب ناشی از آن نداشتند. انصافا سریال هوش سیاه در شکل دهی ماهیت جرم رایانه ای در اذهان مردم و شناساندن آن به گونه ای که باور کنند این اعمال می تواند در نهایت دست گیری و حتی زندان را هم در پی داشته باشد بسیار موفق بوده است. جرم رایانه ای به صورت ذاتی چون فاقد از دیوار بالا رفتن و حمل اسلحه و موارد مشابه است و هوشمندی و توان برنامه نویسی و مهندسی می طلبد از سوی خانواده ها در نگاه اول به عنوان کار زشت و مجرمانه تلقی نمی شود. اما این سریال به خوبی این تلقی را ایجاد کرد که این نکته مثبتی است.
در بخش فیلم برداری مسعود آب پرور دوباره سراغ هاشم گرامی رفته است و هوش سیاه پنجمین همکاری این دو بوده است. آب پرور با پیشنهاد یک نوع فیلم برداری خاص، هاشم گرامی را مجبور کرد که نه فقط در چند سکانس یا قسمت، بلکه در طول ۷ ماه، فیلم برداری روی دست را تجربه کند. این نوع خاص فیلم برداری باعث شد تا مجموعه بسیار پرتحرک و جذاب تر جلوه کند و صحنه های اکشن آن باورپذیر و هنرمندانه خلق شوند و کشش بصری مورد نظر برای بیننده را تامین نماید. از آن جا که دنیای سینما به سمت منسوخ کردن فیلم برداری روی سه پایه پیش میرود و امروزه بسیاری دلشان می خواهد در چنین سریالی شاهد تکانهای مستند گونه در هر سکانس و پلان باشند، طبیعی است که آب پرور با استفاده از دو دوربین که یکی روی شانه و دست هاشم گرامی و دیگری ثابت و روی سه پایه است هوش سیاه را تصویر برداری نماید.
کاراکترهای هوش سیاه عمدتا تیپ هستند نه شخصیت. اما این نکته اصلا ضعف مجموعه محسوب نمیشود. اصولا سریالهای اکشن و پلیسی بیش از شخصیت به تیپ نیازمندند. تیپهایی که کیکاووس یاکیده از یک هکر نابغه و سودابه بیضایی از یک پلیس زن در هوش سیاه ارائه داده اند، برای بیننده زیبا، جذاب و تماشایی اند و بر تاثیرگذاری و کشش مجموعه میافزایند. البته بخشی از این تیپسازی حاصل زحمات نویسنده و کارگردان است اما در این دو مورد به نظر میرسد که هنرپیشه ها نقش بسیار پررنگی داشته و به مدد بازیهای دینامیک و ماهرانه شان سطح بازیگری مجموعه را ارتقاء بخشیدهاند.
تیتراژ ابتدا و انتهای سریال به نظر بسیار حساب شده و به جا هستند. تیتراژ آغازین که بی شباهت به تیتراژ فیلم «به رنگ ارغوان» حاتمی کیا نیست به خوبی بیننده را برای ورود به دنیای مجازی و سایبری سریال آماده می کند و حال و هوای مجموعه را به او یاد آور می شود. هماهنگی این چنینی بین درون مایه سریال و تیتراژ آن از نکات بسیار خوب است که در سال های اخیر سازندگان به آن توجه نشان نمی دهند و همه سریال ها عمدتا به سراغ چند خواننده مشخص رفته از آنها می خواهند برای سریال شان ترانه ای اجرا کند. ترکیب درست و محکم موسیقی و رنگ در بافت نوشتاری تیتراژ کاملا در خدمت قصه سرشار از هیجان سریال است. مجموعههای پر تحرکی مثل هوش سیاه پشت صحنه جالبی دارند که گاه از خود صحنهها جذاب ترند. در تیتراژ انتهایی بخش هایی از پشت صحنه هوش سیاه گنجانده شده که تا حدودی پاسخگوی کنجکاویهای طرفداران پر و پا قرص این سریال است. اما شاید اگر این پشت صحنه ها به همراه صدای خود آن و با ریتمی معمولی پخش می شد اثر بهتری داشت.
حسین یاری در طول سالهای اخیر با ایفای نقشهای متفاوت در ذهن مخاطب تلویزیون جای دارد. شاید درخشان ترین نقش او حضور در سریال «شب دهم» حسن فتحی بود که در زمان پخش مورد توجه مردم قرار گرفت. نقش یاری در «هوش سیاه» در چند حیطه مختلف است. سرگرد احمدی در مواجهه با همکاران، افراد مجرم، و در مجموع در حیطه روابط کاری خود بسیار خوب و باور پذیر اجرا شده ولی سکانس های مربوط به روابط خانوادگی سرگرد خیلی خوب از کار در نیامده اند. عموما ریتم سریال در این صحنه ها کند می شود و مکالماتی بین اعضای خانواده رد و بدل می شود که خیلی به خانواده های ایرانی نمی چسبد و شعار گونه و غیر قابل باور است. شاید بتوان گفت حال و هوای هوش سیاه به گونه ای است که صحنههای خانوادگی اصلا جایی در آن ندارند و چه بهتر بود که این بخشها حذف می شدند. در صحنههای خانوادگی مجموعه ضعیفترین، کلیشهای ترین و قابل پیش بینی ترین دیالوگها را می شنویم. خیلی بد و توی ذوق زننده است که در مجموعهای مثل هوش سیاه که حرفش را با قدرت به زبان تصویر میزند، پلیس رو به فرزندش کند و او را در مورد آخر و عاقبت تباه و تاسف بر انگیز جنایتکاران و اینترنت پند دهد. اینجور دیالوگها تاریخ مصرف شان به انتها رسیده و اگر قرار باشد چنین پیامهایی از طریق رسانه ملی آن هم به واسطه سریال مدرنی چون هوش سیاه به مردم ارائه گردد می بایست از شیوههای جذاب، غیر مستقیم و تصویری استفاده شود که کم و بیش این اتفاق افتاده پس دیگر نیازی به این دیالوگ های شعاری نیست.
دستیاران سرگرد نیز انسان هایی معمولی و در عین حال جذاب هستند و خوب و واقعی پرداخته شده اند. نیروهای جوانی که برعکس سریالهای پلیسی مشابه، شیطنتهای مختص خود را دارند و به دور از خشکیهای معمول هستند و فقط به احترام گذاشتن و بله قربان گفتن نمیپردازند، بلکه دچار درگیریها و شوخ طبعیهای مناسب با سن شان بوده و با ذهن متفاوت بیننده جوان همراه هستند. با وجود این که حالت ها و برخی دیالوگ های حسام پورهادی نشان از آن دارد که او به خانم سروان عزیزی علاقه مند است و شاید قصد ازدواج با او را دارد ولی خوشبختانه این اتفاق بر خلاف انتظار برخی بینندگان سنتی تر، تا انتهای سریال نمی افتد و یکی از نقاط قوت این مجموعه شاید دخیل نکردن قصه های حاشیه ای غیر مرتبط با موضوع در آن است. عشق و عاشقی و ازدواج، گویا در سال های اخیر تبدیل به جزئی جدایی ناپذیر از سریال ها و فیلم های تلویزیونی شده و این موضوع در خیلی از آنها در حاشیه کار است و ربطی به موضوع اصلی ندارد.
یکی از دیگر اتفاقات ویژه سریال حضور کیکاووس یاکیده در نقش یک خلافکار است. یاکیده را در تلویزیون کمتر در مقام بازیگر دیده ایم اما به صدای او عادت داریم. کارگردان به خوبی از این جریان استفاده کرده و در قسمت های ابتدایی او را بدون دیالوگ می بنیم و صدایش را نمی شنویم. اگر چه او قبلا چند تله فیلم و تله تئاتر را تجربه کرده اما حضور در یک سریال تلویزیونی و ایفای یک نقش ممتد، آن هم در نقش یک خلافکار اتفاق ویژه ای برای او به شمار میرود. اجرای چند تیپ مختلف از جمله کارمند حواس پرت حسابداری و … نشان از آن دارد که باکیده در بازی نیز به اندازه گویندگی توانمند و موفق است.
جدای از تمام حسن های برشمرده شده در این سریال قطعا نقاط ضعفی هم وجود داشت که در ادامه کمی به آنها می پردازیم. به امید اینکه در سری بعدی همین مجموعه که گویا در حال نوشتن است و در مجموعه های مشابه با عنایت و توجه بیشتر به این موارد مجموعه هایی کم عیب تر و کم نقص تر را در رسانه ملی شاهد باشیم.
متاسفانه معمولا یکی از اشکالاتی که در اکثر سریال های با موضوعات تخصصی وجود دارد بهره نبردن از متخصصین آن حوزه در نگارش فیلمنامه و حتی در اجرای سکانس ها و سر صحنه است. این در حالی است که در تیتراژهای پایانی نام های زیادی از مشاوران انتظامی، مشاوران مذهبی و … می بینیم ولی اشکالات جزئی و بعضا پرشماری در حوزه های تخصصی در سریال ها دیده می شود که به شدت در ذهن بینندگان متخصص ارزش کار را پایین می آورند. هوش سیاه یک مجموعه کاملا تخصصی در حوزه اینترنت، رایانه و استفاده از فضای سایبر است. در چنین مجموعه ای وقتی می بینیم که مانیتور در حال نمایش صفحه ورود به ویندوز است و کاراکتر می گوید «اطلاعات ارسال شد» جای بسی تعجب است. یا مثلا در صحنه های مربوط به بررسی فایل ها و پوشه ها چه در رایانه های پلیس و چه در رایانه هکرها در هنگام نفوذ و دزدی اطلاعات، شاهد پوشه ها و فایل هایی هستیم که با اندازه بزرگ و با جلوه های گرافیکی انیمیشنی پشت سر هم نشان داده می شوند. شاید این قابلیت در ویندوز هفت وجود داشته باشد یا در صورت نصب نرم افزاری خاص این نوع نمایش در سیستم های دیگر هم متصور باشد اما یقینا در همه کامپیوترها، نمایش فایل ها این گونه نیست. اتفاقا هکرها با ساده ترین سیستم ها که حتی بعضا گرافیکی هم نیستند کار می کنند و دستورات شان را در یک محیط ساده متنی کد نویسی می کنند.
نمونه بارز دیگر استفاده پلیس از یک صفحه نمایش لمسی Surface در دفتر کار خود است. همکاران سرگرد هر وقت چیزی را کشف می کنند روی این صفحه نمایش آن را به رئیس خود نشان می دهند. اما جالب است که این یافته ها همه به شکل انیمیشنی و با فلش یا پاورپوینت ساخته و ارائه می شود. قطعا در بررسی یک پرونده مهم که وقت هم ارزش زیادی دارد کارشناسان این اداره به طراحی فایل های پاورپوینت برای هر کدام از یافته ها نمی پردازند. چه بهتر بود به جای اینکه لیست شماره تلفن ها با انیمیشن خاصی در صفحه نمایش پیدا کند به صورت معمولی در یک فایل اکسل نشان داده می شد. یا مثلا عکس های مختلف به دست آمده از مجرم به صورت معمولی آن چنان که همه ما عکس ها را در رایانه خود می بینیم. نه اینکه برای نشان دادن تکنولوژی لمسی Surface مدام عکس ها را با انگشت دست به این طرف و آن طرف مانیتور حرکت دهد. یا اینکه نمودارها با جلوه های خاصی از پایین به بالا رشد کنند و نشان داده شوند. یک نمودار ثابت ساده، آن چیزی است که همه در رایانه می بینند آن هم نه اینکه در وسط صفحه اصلی دسکتاپ ناگهان ظاهر شود، بلکه در نرم افزار خاص خود مثلا اکسل. برای تمام آنچه که در این سریال در مانیتورها می بینیم یقینا از قبل انیمیشن طراحی شده که این کار لازم نبود و اگر محیط های معمولی ویندوز دیده می شد برای بیننده ملموس تر بود.
قسمت آخر این سریال شاید یکی از بزرگترین نقاط ضعف آن باشد. اشکالات زیادی نسبت به نوع دستگیری و به دام افتادن هوش سیاه که در تمام قسمت های قبل با هوشمندی و نبوغ خود از دست پلیس فرار کرده و حتی یک بار دستگیر شده و مجددا از بیمارستان گریخته وارد است. انگار نویسندگان ایرانی عادت دارند به اینکه حتی اگر تمام قسمت های یک سریال را خوب پیش برده اند در قسمت آخر بلایی سر فیلمنامه بیاورند که هیچ کس تصورش را هم نمی کند. در قسمت آخر هکر نابغه پسر ۱۴ ساله سرگرد را به سادگی و بدون اندکی مقاومت از سوی او گروگان می گیرد. بعد به سادگی او را در اختیار پدرش قرار داده و با آنها سر خنثی کردن یک بمب که چیزی جز چند فشفشه نیست بازی می کند. سپس با بمبی واقعی تر ماشین را منفجر می کند اما به سرگرد اطلاع می دهد تا از محل دور شوند. اشکالات و سوالات دیگری هم در ادامه وارد است از قبیل اینکه کسی که تازه تیر خورده در مقابل پلیسی که قبلا هم به او شلیک کرده اسلحه اش را خالی می کند و پیشنهاد درگیری تن به تن می دهد؟ همچنین در برنامه ریزی خود فرار با طناب از پشت بام ساختمان را قرار می دهد؟ پلیس با اسلحه ای که فقط دو گلوله دارد به سراغ فرد آدم ربا می رود؟ به فرض پیروزی در درگیری جمشید می خواست با طناب به کجا بگریزد؟ ساختمان کناری؟ وقتی قبلا هم تجربه ارتباط از راه دور با هلی کوپتر دست ساز و لپ تاپش را دارد چرا باید در پارکینگ بماند؟ کسی که تیرهای اسلحه خودش را خالی کرده تلاش می کند تا اسلحه حریفش را به دست آورد و بعد با آن شلیک می کند؟ کسی که این همه مشت خورده و بی هوش شده چطور قبراق با ماموران راه می رود و برای انتقالش نباید از برانکارد استفاده شود؟
همه این موارد و بسیاری سوال های دیگر باعث شد پایان سریال بسیاری از بینندگان را عصبانی و سرخورده کند. شاید بهتر بود این فرد باهوش با یک خطای سهوی و یا یک اتفاق پیش بینی نشده دستگیر شود. و به این شکل داستان قابل باور به پایان برسد. البته یک نکته وجود دارد و آن هم اینکه در قسمت آخر در جایی کامران به کسی با تلفن همراه خود چیزی گفت با این مضمون که «۲۴ ساعت دیگر آماده ست…» و قبلا هم با کسانی ارتباط داشت که گویا برای او اسلحه در سقف خانه اش قرار داده بودند. شاید این دم به تله دادن ناشیانه او از روی عمد بوده باشد و در سری دوم این سریال معلوم شود که او مخصوصا می خواسته پلیس او را دستگیر کند و این جزو برنامه اش بوده و برای همین این نقشه فرار ناشیانه را طراحی کرده است.
برخی حدس و گمان های پلیس در سریال به سرعت و خیلی سرراست آنها را به موضوع هدایت می کرد و به قول معروف تیر پلیس دقیقا وسط خال می خورد که معمولا به این شکل نیست. پلیس معمولا چندین فرضیه دارد و برخی از آنها را دنبال می کند و به نتیجه هم نمی رسد. اما سرگرد انگار از حس ششم رویایی برخوردار بود. بگذریم از اینکه در سیستم فعلی کشور ما احتمالا خیلی از پرونده ها بدون کار کاشناسی و تنها با مضنون شدن گشت های پلیس و نیروهای نظامی دیگر و بازرسی های اتفاقی آنها کشف می شود. اما اساسا اتفاق درون داستان خیلی جایی ندارد. نمی شود رمانی نوشته شود در آن گره های زیادی افکنده شود و در پایان همه گره ها به صورت تصادفی و اتفاقی حل شود. مخصوصا در داستان های پلیسی حوادث و کشف پرونده باید سیر منطقی را طی کند تا بیننده از کشف پرونده لذت ببرد. بعضی اتفاقات هم در سریال اساسا توجیه پلیسی ندارد. مثلا اینکه فردی که کل نیروهای پلیس برای دستگیری اش بسیج شده اند و رئیس اداره جرایم رایانه ای به سرگرد گفته است «می تونی از همه امکانات پلیس استفاده کنی» دستگیر می شود، اما فقط یک نفر مامور که کمی هم چاق و حواس پرت است برای مراقبت از او در بیمارستان گمارده می شود.
در مجموع سریال علی الظاهر توانسته به خوبی جای خود را در بین مخاطبانش باز کند و شاید از نقاط قوت این مجموعه آن بود که همه ی این داستان پر کش و قوس در ۱۵ قسمت پنجاه دقیقه ای جمع شد. شاید اگر این مجموعه را کسی مانند کارگردان سریال «نرگس» ساخته بود تا دو سه سال دیگر هم همین داستان کش می آمد و مردم را دنبال خود می کشاند. یادم هست در سریال دیگری که اخیرا هم پخش شد مادری ۵ دقیقه مانده به اخبار مدام به پسرش می گفت «کانال رو عوض کن می خوام اخبار ببینم» و بعد از کلی اصرار اخبار شروع شد و او گفت که «برو کنار دارم اخبار می بینم. صداش رو زیاد کن» و بعد صحنه عوض شد و هیچ اتفاق خاصی مرتبط با اخبار در کل قسمت ها نیفتاد در حالی که ۱۵ دقیقه از وقت سریال درباره آن گذشت. فیلمنامه هوش سیاه تقریبا هیچ سکانس اضافه ای نداشت و حاشیه ها و فضاسازی ها کاملا در خدمت داستان بودند. حتی شاید پرونده های حاشیه ای خیلی بهتر از موضوع اصلی پرداخته شده بود و حرف های بیشتری برای خانواده ها در آنها بود. حرف هایی که در ارتقا سطح دانش عمومی جامعه در زمینه جرایم سایبری یقینا در آینده بسیار نمود خواهد داشت.
برای پیگیری یک فرد در اینترنت آیا میتوان از آدرس از رنج private آن استفاده کرد ؟
خدایا علم این کار رو به ما هم بده - آمین
ایراد های فنی بسیار زیادی تا اینجای کار به فیلم وارد بوده علاوه بر اینکه طبق رسم صدا و سیما مخدوش کردن چهره اینترنت در این سریال هم هدف اصلی است.
اگر بچه ای از والدینش بپرسد در اینترنت این همه اتفاق و عمل ناشایست و خطر ناک وجود دارد ؟!
آیا کار مفیدی میتوان با اینترنت انجام داد ؟! پاسخ از طرف والدینی که یک نسل از تکنولوژی عقب تر هستند و به طور طبیعی با این پدیده ها مقابله می کنند . با دیدن این سریال چه خواهد بود.
علاوه بر همه اینها از این به بعد نقد هر جلسه ای این سریال را در این بخش قرار خواهم داد.
اگر اهل فیلم برداری و عکاسی هستید می توانید وجود نور کافی را برای داشتن کیفیت بهتر تصاویر به خوبی حس کنید. شرایط و موقعیتهایی را می خواهید شکار کنید که نا گاه نور به اندازه کافی در اختیار ندارید و یا بیش از حد نیاز مکان مد نظرتان نورانیست. با به بازار آمدن انواع دوربینهای دیجیتال این اتفاقات کمتر رخ می دهد. اما حالا با این دوربین زیبای نمایشگاه CES2008 می توانید شبانه به دامن طبیعت بروید و از لحظاتی زیبا و به یاد ماندنی مانند تولد یک جوجه رکورد بگیرید. این دوربین که در تصویر مشاهده می کنید می تواند حجم مناسبی از نور را برای موقعیت های مختلف به صورت اتوماتیک تشخیص داده و آن را ایجاد کند. به این معنی که دیگر نیاز به وجود خود شما نیست. فقط کافیست دکمه POWER آن زده شود تا رکورد گیری آغاز گردد. مستندی زیبا با طبیعی ترین کیفیت را به شما تحویل می دهد.
می گویند همه چیز هوشمند شده باورمان نمی شود! پیشرفت علومی نظیر برق- الکترونیک , مکانیک, رباتیک,...نه تنها عملکرد کلیه وسایل را هوشمند ساخته بلکه در نمایشگاه ces2008 نیز به همه ما ثابت کرد که کنترل پروسه ها نیز می تواند به صورت سیستماتیک و هوشمند باشد. در گشت و گذار غرفه های نمایشگاه به محصولی زیبا و عجیب از شرکت Actiontec بر خوردیم. این دستگاه که تصویرش را مشاهده می کنید zcontrol نام دارد که می تواند عملکرد کلیه وسایل برقی موجود در خانه اعم از تلویزیون, ویدئو,یخچال, فریزر, کامپیوتر, آبمیوه گیر... را کنترل کند. دیگر مجبور نیستید که در اطراف خانه به دنبال remote controller تلویزیون بگردید. با این کنترلر همه کاره می توانید وضعیت روشن و یا خاموش بودن همه وسایل موجود در منزل را بر عهده گیرید. جالب تر آنکه موبایل شما نیر می تواند به این کنتلر کوپل شود و به صورت جایگزین نیز استفاده شود. حتی می توانید در زمانیکه منزل نیستید به کمک یک دوربینwebcam و نیز یک خط اینترنت پر سرعت کنترل تمامی وسایل را به دست گیرید. زمانی می توانید به زیبایی طراحی این محصول پی ببرید که شرایط کاری هر وسیله را از نظر ولتاژ , جریان, فرکانس در نظر بگیرید.حقیقتا چیز عجیبیست!
EyeOS
قبلا هم در مورد این سیسم عامل آنلاین صحبت کرده بودم و بحث های زیادی هم در مورد آن شد. توسعه دهندگان EyeOS در ابتدا آن را جهت مدارس و شرکت ها برای ارتباط کارکنان و دانش آموزان در یک محیط کاری مشترک با یک سری از برنامه های کاربردی مورد نیاز ایجاد کرده بودند. این سیستم عامل از FCKeditor به عنوان ویرایشگر اصلی متن خود استفاده می نماید. همچنین از طریق آن قادر خواهید بود تا با کاربران دیگر گفتگو کنید که این یک ویژگی ایده آل برای سیستم های عامل تحت وب است. اطلاعات بیشتر در مورد این سیستم عامل را می توانید در این پست بخوانید.

G.ho.st
اگر دوست دارید سیستم عامل دیگری را تجربه کنید، G.ho.st را به شما پیشنهاد می کنم. احتمالا استفاده از این سیستم عامل با دارا بودن برنامه های کاربردی جذاب برای شما آسان تر خواهد بود. پس از ورود به صفحه اصلی، با کلیک بر روی دکمه سبز رنگ، صفحه جدیدی را مشاهده خواهید کرد که از طریق آن می توانید ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید. همانند EyeOS این سیستم عامل نیز از زبان های مختلفی پشتیبانی می نماید. میز کار مجازی G.ho.st برنامه های مختلفی نظیر ویرایشگر متن، مدیریت فایل، پخش کننده MP3، مدیریت ایمیل و سایر برنامه های رایجی که اغلب روی میزکار واقعی خود آن را دارید، در اختیارتان می گذارد. همچنین G.ho.st به شما این اجازه را می دهد که تا مرز 5 گیگابایت از اطلاعات خود را آپلود نمایید ضمن اینکه این حجم با دعوت هر یک دوست به میزان 1 گیگابایت افزایش می یابد. این موارد سوای 3 گیگابایت فضای ایمیلی است که به شما اختصاص داده می شود!
FanBox Desktop
بدون شک FanBox یکی از جذاب ترین سیستم های عامل تحت وب است که تا کنون ایجاد شده است! (البته فعلا برای غیر ایرانی ها است!) پس از ثبت نام و ورورد به محیط کاربری خود می توانید برنامه های پیام رسان، ویرایشگر متن، مدیریت فایل و دکمه Start را مشاهده کنید. اما این وسط قابلیتی وجود دارد که FanBox را با دیگر رقیبان متمایز می سازد و آن چیزی نیست جز شبکه اجتماعی ای که به طور خودکار به این سیستم عامل متصل می شود.

به محض اولین ورود به محیط کاربری خود به سمت ایجاد ایمیل و صفحه پروفایل شخصی ارجاع داده می شوید. این صفحه آدرسی نظیر http://www.fanbox.com/weblogina را خواهد داشت. ضمن اینکه از طریق این سیستم عامل می توانید اطلاعات خود را به اشتراک بگذارید، گالری های مختلف ایجاد کنید، با ایمیل های خود کار کنید و در شبکه اجتماعی آن به جستجو دوستان خود بپردازید. علاوه بر آن از ابزار وبلاگ آن نیز می توانید برای ساخت یک وبلاگ کامل استفاده نمایید. برنامه مسنحر FanBox اجازه استفاده از شبکه های مختلف ارائه این خدمات را به شما می دهد. از طریق پردازشگر متن آن نیز می توایند با فایل های DOC کار کنید. از امکانات قابل توجه دیگر آن نیز می توان به فضای 2 گیگابایتی برای آپلود فایل و لیست 10000 تایی برای انتخاب نرم افزار های مختلف برای نصب روی دسکتاپ خود اشاره کرد.
Cloudo

این پروژه هنوز به مرحله عرضه عمومی نرسیده و در حال حاظر مراحل تست خود را سپری می کند. مطمئنا اگر این سیستم عامل برای استفاده آماده شود از محیط دلچسپ و رنگبندی جذاب آن لذت خواهید برد. یکی از قابلیت هایی که برای Cloudo در نظر گرفته شده، استفاده و سازگاری با نسخه های مختلف موبایل به ویژه آیفون می باشد. برای آشنایی بیشتر با Cloudo می توانید تور آن را تماشا کنید!
Yahoo ابزاری را به صورت عمومی در وب سایت خود قرار داده است که می توان با وارد کردن متنی آن را به تصویر به فرمت PNG تبدیل کرد. این ابزار به صورت عمومی معرفی نشده است و یا لااقل من ندیده ام که به صورت عمومی معرفی شود.
به عنوان مثال این لینک را مشاهده کنید:
http://l.yimg.com/img.sports.yahoo.com/static/bir/headline?txt=Weblogina
شما می توانید هر نامی را به جای نام Weblogina قرار دهید و نتیجه را مشاهده نمایید. برای استفاده از این ابزار جالب به عنوان مثال می توانید لینکی را ایجاد کنید:
و کدهای CSS مربوط به این لینک نیز به این نحو می تواند باشد:
a#weblogina {
display: block;
background: url(http://l.yimg.com/img.sports.yahoo.com/static/bir/headline?txt=Weblogina) no-repeat bottom center;
width: 490px; height: 34px;
text-indent: -9999px;
}
a#weblogina:hover {
background-position: top center;
}
یک محدودیت که در این ابزار وجود دارد این است که تصاویر در سایز 468×68 پیکسل و در دو رنگ سفید و زرد متمایل به نارنجی با کد EFBC21 ساخته می شود. اما با این حال ابزاری بود که جای معرفی داشت و می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

True Space یک نرمافزار مدلسازی و تولید انیمیشن سه بعدی است که به شما اجازه میدهد تصاویر سه بعدی واقعگرایانهای را خلق کنید. شما همچنین میتوانید کاراکترهای ساخته شده با دیگر ابزارهای 3d همچون AutoCAD, 3ds Max, Adobe Illustrator و غیره را به این برنامه Import (درون ریزی) نمایید.![]()
True Space پیشترها به قیمت 600 دلار فروخته میشد اما سپس مایکروسافت این شرکت را خرید و هماکنون به عرضه رایگان این نرمافزار میپردازد. به نظر میرسد اقدام مایکروسافت در جهت قرار دادن این نرمافزار برای دانلود به صورت رایگان در پاسخ به اقدام گوگل در راهاندازی محصول خود Google Sketch up باشد. ![]()
ایدهی اصلی در قرار دهی رایگان این نرمافزار در اختیار مردم این است که آنها ساختمانها و مناظر محیط خود را جهت استفاده در Microsoft Virtual Earth به صورت سه بعدی طراحی کنند همان گونه که امکان طراحی مشابه جهت Google Earth پیشتر توسط نرمافزار Google Sketch up در اختیار کاربران گوگل قرار گرفته بود.
میتوانید نرمافزار True Space ورژن 7.6 را به رایگان از این صفحه دانلود کنید.
پروفسور علی جوان (کاشف لیزر هلیمی)
امید کردستانی (گوگل)
پیر امیدیار (ای بی e-bay)
پروفسور لطفیزاده (استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فازی)
ماریا خرسند (رئیس شرکت اریکسون)
وحید تارخ (مخترع کدهای فضا-زمان در مخابرات)
آندره آغاسی (قهرمان تنیس)
حسین اسلامبلچی(رئيس شرکت مخابرات آمریکا AT&T)
بیژن داوری (معاون ارشد شرکت آیبیام)
انوشه انصاری (رئیس موسسه فناوری تلکام و حامی مالی جایزه انصاری)
فیروز نادری (مدیر پروژهٔ مریخنورد ناسا)
محمد جمشیدی (استاد دانشگاه و عضو همکار در برخی از پروژههای ناسا)
آزیتا ولینیا (استاد فیزیک دانشگاه در آمریکا و عضو پژوهشگران ناسا)
آزاده تبازاده (دانشمند ایستگاه فضایی ناسا)
کریستین امانپور (رئیس بخش خبری سیانان در آمریکا)
شهره آغداشلو (بازیگر)
فریار شیرزاد (معاون وزارت بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری آمریکا در کاخ سفید)
کتیا فلکشاهی (مدیر شرکت NEA)
بيژن پاكزاد (بزگترين سازندهٔ عطر و طراح لباس جهان)
آسیه نامدار (گوینده اخبار در سیانان)
محسن معظمی (معاون ارشد شرکت سیسکو سیستم)
رودی بختیار (از مجریان خبری در سیانان)
دقت GPS
البته این تعیین موقعیت دقیق توسط سیستم هایی اضافه بر GPS صورت می گیرد مانند : WAAS و DGPS که هر دو برای افزایش دقت ماهواره های GPS به کار می روند که مانند شكل زیر اشتباهات موجود را رفع می کنند.
سیستم WAAS (Wide Area Augmentation System) یک سیستم مکمل GPS است که برای استفاده های عادی این اختلاف در تعیین موقعیت را به حد اکثر 3 متر کاهش می دهد. و سیستم DGPS هم این اختلاف 15 متر در استفاده های عادی از GPS به حد اکثر 3تا 5 متر کاهش می دهد.یکی از بزرگترین سیستم های DGPS در گارد های ساحلی آمریکا نصب شده است تا توسط آن این اختلاف دقت را هر چه بیشتر برای کشتی ها ، قایق ها و ... موجود در دریا افزایش دهند.

24 ماهواره فعال برای سیستم GPS در مدار خود به فاصله 12000 مایلی از ما قرار دارند. و در طول شبانه روز دو دور کامل در مدار خود می زنند. این ماهواره ها با سرعتی بالغ بر 7000 مایل بر ساعت حرکت می کنند.
این ماهواره با نیروی خورشیدی انرژی مورد نیاز خود را تامین می کنند. این ها باتری های شارژی خود را توسط نیروی صفحه های خورشیدی شارژ کرده و استفاده می کنند. حال اگر به دلایلی نتوانستند باطری خود را توسط انرژی خورشید شارژ کنند موشک های کوچک از زمین برای آن ها توسط پمپ های مخصوص انرژی می رسانند تا به حرکت خود در مدار و فعالیت خود ادامه دهند.
در این جا اطلاعات جالب و مفیدی درباره GPS می دهم :
♣ اولین بار این ماهواره ها در سال 1978 به آسمان فرستاده شدند.
♣ اما هر 24 ماهواره در 1994 در فضا تکمیل شدند.
♣ هر ماهواره برای 10 سال ساخته شده و بعد از آن جایگزین خواهد شد.
♣ هر ماهواره 2000 پوند وزن و 17 فوت به همراه سیستم تولید انرژی خورشیدی طول دارد.
♣ قدرت دستگاه های فرستنده امواج رادیویی 50 وات است.
امواج چیست ؟
امواج ماهواره ای GPS از دو نوع موج کوتاه رادیویی تشكيل شده با نام های L1 & L2 که GPS های عمومی از امواج L1 استفاده می کنند. که امواج آن 1575.42 MHz است در امواج UHF ، این امواج به مانند نور خطی حرکت کرده و از ابر ها و همچنین شیشه و پلاستیک عبور می کند اما نمی تواند از اجسام جامد عبور کند مانند : کوه یا ساختمان.
امواج GPS از سه نوع بایت مختلف اطلاعاتی تشکیل شده است یکی کد ها تصادفی ، دیگری اطلاعات عمومی و دیگری اطلاعات نجومی.
کد های تصادفی بیانگر آن است که کدام ماهواره در حال انتقال اطلاعات است. که کنترلر های عادی می توانند آن را ببینند و بدانند که کدام ماهواره به آن ها اطلاعات می دهد.
اطلاعات نجومی آن را بیان می کند که یک ماهواره در چه زمانی در جای مشخصی خواهد بود. پس این اطلاعات درباره مدار ماهواره است.
اطلاعات عمومی اطلاعاتی است که ماهواره ها به گیرنده می دهند مثل موقعیت که اساس ساخت این نوع ماهواره همین نوع اطلاعات است.
FeedBlitz یه سیستم خبرنامه اینترنتی مختص وبلاگ ها، وب سایت ها و کلا سایت هایی است که علاوه بر به روز شدن از قابلیت فید نیز پشتیبانی می کنند یعنی فید هم انتشار می دهند.

امروزه امکانات این چنینی که با خوراک (Feed) سایت ها ارتباط دارد برای کاربران بسیاری مهم و حیاتی به حساب میاد. امکان خبرنامه هم با داشتن این ویژگی خیلی به درد می خورد.
اصلا خبرنامه یعنی چی؟ این سرویس امکان آن را به مشتریان خود می دهد تا ضمن آپدیت شدن (به روز شدن) وب سایت ها یه نسخه از مطالب جدید را به آدرس ایمیلشان بفرستد.
حالا این سیستم خبرنامه هم تفاوت ها و انواع مختلف و جالبی دارد که از جمله پر کاربرد ترین خصوصیات آن ها عبارتند از: ارسال تنها ایمیلی مبنی بر روز رسانی یک وب سایت، ارسال عنوان مطالب جدید، ارسال کامل یک مطلب و ...
علاوه بر چگونگی مطالب ارسال شده مشخصه های دیگری هم توانایی یک خبرنامه خوب را تعیین می کند. مثل سرعت انتقال اطلاعات جدید، توانایی ویرایش بر ارسال نامه ها، تنظیمات نحوه ارسال و...
در وبلاگستان فارسی هم از چند نوع خبرنامه استفاده می شود که سه مورد: FeedBlitz، FeedBurner و R-Mail بهترین آن ها به حساب می آید. تقریبا مشخصه های کلی همگی آن ها یکسان و بسیار قوی است. در FeedBurner (سایت محبوبی که آدرس فید یک سایت را برای دسترسی به امکانات بسیار تغییر می دهد) هم با داشتن حساب کاربری می توان یک خبرنامه قوی ساخت.
اما حساب کار FeedBlitz با دیگر خبر نامه هایی که در بالا گفتم و یا شما ازش استفاده کردید و مشترک آن شدید فرق می کند.
در FeedBlitz همه چی خودکار صورت می گیرد و شما با یک بار ثبت نام کردن می توانید به عنوان مثال از سالیان متمادی وبلاگ نویسی خود بدون مراجعه دیگر به حساب کاربری از این امکان بهره ببرید. اما این فقط ابتدایی ترین امکان اين سیستم است!
شما با داشتن حساب کاربری می توانید تغییرات و ویرایش بسیاری بر روی نحوه نمایش نامه تان که به دست مشترکتان می رسد دهید. حتی می توانید سیستم تبلیغاتی بسیار حرفه ای نیز بر روی نامه هایتان بگذارید تا علاوه بر ارسال جدید ترین مطالب، تبلیغاتی هم کرده باشید و سود ببرید.
مورد دیگر این است که به جای استفاده از زبان برنامه نویسی (HTML) برای نامه ها همچنین می توان از حالت text استفاده کرد تا تجربه جدیدی در عصر خبرنامه های اینترنتی به مشترک خود بدهید.
آشنایی با امکانات دیگر این سیستم را به عهده خودتان می گذارم که اگر خواستید بعد از باز کردن حساب یه سر به حسابتان برای بار دوم بزنید تا همه چیز را خودتان درک کنید.
مورد بسیار جالب در ارسال نامه ها در این خبرنامه تنوع ارسال است که گاهی به جای جدید ترین مطلب، علاوه بر آن مثلا 5 مطلب آخر را می فرستد و یا در روز هایی که وب شما به روز نمی شود این سیستم آخرین مطالب را برای مشترکان ارسال می کند. البته این موارد همیشگی نیست و می توان با مدیریت بر آن چگونگی ارسال ها را مشخص کرد.
حالا اگه خواستید یه همچین امکانی را به وب خود اضافه کنید و یا اگر خواستید خبرنامه خود را به سیستم FeedBlitz منتقل و ارتقا دهید. کافی است در آن ثبت نام کنید و با گرفتن کد و قرار دادن در سورس وب تان این امکان را به بازدیدکنندگان خود دهید که اگر از مطالبتان خوششان آمد یه کپی از آن ها را در حساب پست الکترونیک خودشان هم داشته باشند.
البته نوع نمایش برای خبرنامه هم متفاوت است: هم می توان از دو نوع کد استفاده کرد و یا لینک عضویت در خبرنامه وبلاگتان را در سایدبار قرار دهید.
منظور از دو نوع کد: یکی همانند سایدبار این وبلاگ اون هم بخش خبرنامه اش است که می تواند آدرس ایمیلتان را بگیرد و شما را به بخش نیمه نهایی (امنیتی) عضویت هدایت کند و در نهایت و با رفتن به ایمیلتان آن را تایید کنید.
مورد دوم هم اینه که فقط تعداد مشترکانتان را نمایش دهید که بازدیدکنندگان با رفتن به آن لینک ثبت نام کنند.
و مورد آخر هم اینه که فقط لینک عضویت خود را قرار دهید، برای پایین تر آوردن حجم صفحه و باز شدن سریع تر صفحات بر روی مرورگر.
نکته: FeedBlitz دارای یک وبلاگ هم هست، عموما برای اطلاع رسانی
پی نوشت: شما با رفتن به این صفحه (آدرس عضویت در خبرنامه وبلاگ چشم انداز فناوری اطلاعات) می توانید جدیدترین مطالب وبلاگ را در ایمیلتان داشته باشید و از به روز شدن این وبلاگ آگاه شوید.
این ماهواره های تعیین موقعیت از یک شبکه 24 تایی تشكيل شده که در مداری خاص دور زمین در حال گردش اند این مدار توسط سازمان امنیتی آمریکا پی ریزی شده است به همین دلیل GPS ابتدا برای ماموریت های نظامی برنامه ریزی شد اما در دهه 80 میلادی دولت آمریکا استفاده از این ماهواره ها را برای همه مرم آزاد کرد.
این ماهواره در هر آب و هوایی می توانند امواج را دریافت یا ارسال کنند و در شبانه روز به کار خود ادامه دهند. و البته هیچ سیستمی برای شارژ این ماهواره ها نیست و از طریق صفحه های خورشیدی خود شارژ می شوند.
سیستم تعیین موقعیت جهانی چگونه کار می کند !
ماهواره های GPS زمین را در مداری بسیار دقیق دو بار در شبانه روز دور می زنند. دستگاه های گیرنده اطلاعات ، اطلاعات ارسالی را دریافت کرده و وارد سیستم مرکزی خود می کنند تا از آن ها در مکان های مشخص استفاده کند. این سرعت ارسال اطلاعات بسیار بسیار سریع بوده به گونه ای که درست زمانی که اطلاعات از طریق ماهواره زمینی ارسال می شود امواج وارد دستگاه گیرنده ماهواره نیز می شود. البته زمان هایی هم رخ می دهد که انتقال اطلاعات با سرعت عادی نباشد و چند ثانیه طول بکشد که این بسیار خاص است و زمانی رخ می دهد که فاصله ماهواره تا فرستنده کمی بیشتر از حد استاندارد باشد.
یک گیرنده GPS باید میان سه ماهواره برای تشخیص مکان امواج فرستنده جستجو کند که این اطلاعات ارسالی به فرستنده شامل عرض و طول جغرافیایی است. اما اگر گیرنده امواج فرستنده را با 4 یا بیشتر ارزیابی کند در این حالت علاوه بر قابلیت تشخیص عرض و طول جغرافیایی قادر است ارتفاع فرستنده را نیز به او ابلاغ کند. و از دیگر قابلیت های GPS این است که بعد از تشخیص موقعیت فرستنده می تواند سرعت ، جهت ، مسیر راه ، موانع راه ، مسیر های هوایی و دریایی ، فاصله ، فاصله تا مقصد ، زمان طلوع و غروب خورشید و موارد پیچیده دیگر را محاسبه کند.
فایرفاکس 3 و سرویس پست الکترونیک گوگل، Gmail بهترین ها در زمینه کاری خودشان به حساب می آیند. این دو با هم نیز هماهنگی خاصی دارند و در برخی موارد مکمل یکدیگر هم می باشند، بنیان موزیلا تحت عنوان سردمدار متن باز و گوگل هم بانی وب دو.
خوب با ارائه نسخه نهایی موزیلا فایرفاکس سه و ثبت جهانی رکورد دانلود در یک روز آن در گینس جی میل هم از امکانات جدید این برنامه غافل نشده است.
یکی از این امکان ها، تنوع در سیستم مدیریت پست الکترونیک (منظور نحوه استفاده از لینک های میل یا همان mailto) می باشد که علاوه بر استفاده از برنامه های مبتنی بر ایمیل مثل Outlook Express و ... بر روی سیستم عامل کامپیوتر تان می توان از سیستم های آنلاین نظیر یاهو و گوگل میل نیز استفاده کرد. (تقریبا شبیه به سیستم اینترنت اکسپلورر که اگه شما برنامه های مدیریت میل نداشته باشید، شما را رجوع می دهد به سیستم میل آنلاینی که استفاده می کنید و اگر آن را هم نداشته باشید یعنی اصلا از ایمیل در مرورگر خود استفاده نکرده باشید شما را به سیستم میل اسپانسری یا وابسته به خودش مرتبط می کند.)
خوب برای اضافه کردن جی میل به اپلیکشن های لینک ایمیل در فایرفاکس سه تنها از طریق زیر که بیان می کنم اقدام کنید.
پیش نوشت مهم: خود من چندین بار سعی در انجام این کار یعنی اضافه کردن جی میل به سرویس میل فایرفاکس سه خود کردم اما به نتیجه ای نرسیدم هر چند که علتش را هم در آخر ذکر می کنم. اما چون با آموزش زیر با مشخصه های مرورگر فایرفاکس بیشتر آشنا می شوید و همچنین چون این مطلب از وب سایت رسمی جی میل می باشد، من آن را می نویسم.
1) در ابتدا باید وارد جی میل و حساب کاربری خود شوید.
2) زمانیکه در حساب کاربری خود هستید آدرس زیر را در آدرس بار قرار داده و دکمه اینتر را فشار دهید: (همان مرحله ای که من باهاش مشکل دارم)
javascript:window.navigator.registerProtocolHandler("mailto","https://mail.google.com/mail/?extsrc=mailto&url=%s","Gmail")
آدرس زیر هم مربوط به کاربران Google App می باشد که برای استفاده باید جای آدرس دامین را تصحیح کنند.
javascript:window.navigator.registerProtocolHandler("mailto","https://mail.google.com/a/yourdomain.com/mail/?extsrc=mailto&url=%s","Gmail")
3) حالا در مرحله Prompt1 عبارت Add Application را کلیک کنید. تبریکات صمیمانه، زیرا با انجام موفقیت آمیز این مرحله سرویس جی میل به قسمت List of Mail Clients مرورگرتان اضافه می شود.

4) برای بازخوانی سیستم های مدیریت ایمیلتان بر روی این لینک کلیک کنید و برای ارسال ایمیل در آن می توانید از جی میل هم استفاده یا آن را به عنوان اپلیکشن اصلی انتخاب کنید. (البته نیازی نیست الان از این امکان استفاده کنید و برای بنده مطلبی ارسال کنید)

5) در آخرین بخش هم با رفتن به این قسمت Tool > Options (Firefox Preferences for Mac) و انتخاب Application و بعد mailto دست به تغییر تنظیمات این بخش بزنید.

پی نوشت مهم: حالا اگر برای شما هم مرحله دوم انجام نشد دو مورد توضیحی است یکی اینکه آدرسی که نوشته شد را درست و کامل وارد نکردید و یا اینکه تنظیمات advance مرورگرتان با آن سازگار نیست. که برای رفع مورد دوم می توانید در آدرس بار عبارت about:config را بنویسید و در قسمت network.protocol-handler.external.mailto مطمئن شوید که default setting: true باشد. (خوب مشکل من همینه که همه چی درسته اما از مرحله 2 تا حال حاضر نتونستم عبور کنم.)
از وقتی شرکت موزیلا مرورگر فایرفاکس رو ارائه کرده بازار انحصاری اینترنت اکسپلورر مایکروسافت دچار تزلزل شده است و رقابت شدیدی بین مرورگر های وب بوجود اومد که به گفته بسیاری الآنه موزیلا فایرفاکس 3 بهترین گزینه به حساب می آید.
من هم از اونجایی که از نسخه 2، آزمایشی 3 و پورتال آن استفاده می کردم و با مزیت های آن آشنا بودم مثل همه کاربران وب که به دنبال بهترین ها هستند (شبیه یه تبلیغاتی شد!) رفتم سراغ نسخه نهایی آن و دانلود و ازش استفاده کردم. نسخه پورتالش رو هم گرفتم.
در اولین روز های کاری از سرعت فوق العاده و دیگر امکاناتش (موضوع این پستم نیست) بهره می بردم. که چند روزیست این مرورگر بد جوری داره ضد حال میزنه! به قول دوستان کرش میاد.
منم رفتم دنبال موارد احتمالی علت هایی که می شه فرض کرد. در نهایت به این نتیجه رسیدم که فایرفاکس 3 هم علی رغم امکانات بی نهایت جالب و مفید فراتر دیگر مرورگر ها مثل IE خودمان مشکلات امنیتی داشته و علت اصلی این کرش (کاهش سرعت عمل برنامه) همین مورد بوده.
پس به فکر پایین بودم سیستم سخت افزاری رایانه تان در این مورد نباشید. من برای رسیدن به جواب علت این ضعف روی انواع سیستم ها امتحان کردم که یکی بد تر از دیگری بود.
این ضعف های امنیتی در سه مورد خلاصه شده که آثار تخریبی مشابه تحت نفوذ قرار گرفتن رایانه توسط مهاجمان نتایج آن خواهد بود. (موضوع این پستم نیست)
حالا برای رفع این مشکل شرکت موزیلا بسته به روز رسانی مرورگر 3 خودش رو ارائه کرده که از امروز اگه شما به تنظیمات برنامه تان دست نزنید به صورت خود کار به مرورگرتان اضافه می شود و بعد از اتمام آپدیت برنامه از شما تقاضای باز شدن مجدد می کند. با راه اندازی دوباره تفاوت ها را حتما احساس خواهید کرد.
حالا اگه مرورگرتان به دلایلی نتوانست آپدیت شود شما خودتان باید شخصا دست به کار شوید:
اولین کاری که می شه کرد اینه که در منوی Help به سراغ Check for updates... بروید و مرورگرتان را اگه شد آپدیت کنید.
مورد دوم هم اینه که باید بی خیال شید و دوباره فایرفاکس 3 را دانلود کنید. مطمئن شوید که دقیقا ورژن قبل را از جای دیگری دانلود نکنید. (روز از نو روزی از نو)
در بلاگ سایت فارسی موزیلا فایرفاکس در تاریخ 28 تیر مطلبی در رابطه با افزایش سرعت این مرورگر هست که وقتی من انجامش دادم تاثیر گذار بود اگه خواستید سرعت باز شدن صفحات وب در این مرورگر از اینم بیشتر بشه برید سراغ اون مطلب آموزشی و توصیه ها را انجام بدید.
پی نوشت: این پست طرفداری یک جانبه از فایرفاکس نبوده من شخصا از مرورگر های IE 7 و Opera 9.5 نیز استفاده می کنم.
این روزها سایت های وب ۲ قارچ وار در حال گسترش هستند . سایتی که امروز در این پست خدمتتان معرفی میکنیم یکی از سایت های وب ۲ و اشتراکی است که به شما کمک می کند به صورت زنده و سیار تصاویر ارسالی تان از موبایل را به اشتراک گذاشته و به تمام دنیا عرضه کنید. برای مثال شما در خیابان هستید و با حادثه ای مواجه می شوید کافی است موبایل خود را بیرون آورده و به وسیله نرم افزار این سایت تصاویر دوربین خود را روی AIR بفرستید تا جمعیت زیادی آن تصاویر را به صورت زنده مشاهده کنند.
طبیعی است که برای ارسال تصاویر شما نیاز به یک اتصال اینترنت در موبایل خود دارید که گزینه موجود در ایران GPRS در سیم کارت های اپراتور دوم و یا استفاده از WiFi در محل های خاص و گوشی های خاص می باشد. برای ارسال تصاویر کافی است به سایت Next۲Friend رفته و نرم افزار مربوطه که جاوا و قابل نصب روی اکثر گوشی ها می باشد را دریافت و پس از آن در هر لحظه می توانید با بازکردن برنامه مورد نظر و زدن دکمه ارسال , تصاویر دوربین موبایل خود را با دوستان و یا همه افراد موجود در این سایت به اشتراک بگذارید . ضمنا دیگران هم می توانند به ویدیو شما رای دهند و حتی ویدیو شما در بخش بهترین ویدیوهای روز قرار بگیرد. در نهایت اگر دوست دار سایت های وب ۲ هستید بهتر است به اینجا رفته و نرم افزار مربوطه را دریافت و یک خبرنگار سیار شوید !
بدون شک بزرگترین عامل موفقیت یک وب سایت گذشته از مطالب مفیدی که در آن وجود دارد، مشاهده گردیدن و یافت شدن آن توسط موتورهای جستجوی مختلف و از همه مهمتر گوگل است که دسترسی به این امر مستلزم تسلط کامل بر شیوه امتیاز دهی گوگل بر مبنای Page Rank می باشد. در ادامه به مهمترین راه های افزایش PageRank در گوگل می پردازیم با ما بمانید.
سهم گوگل از بازار جستجو امری نیست که بتوان منکر آن شد بازاری که گستردگی و روند رو به رشد آن تهدید بزرگی را برای کسب و کار های کوچکتر مرتبط با جستجو بوجود آورده است. اما در عین حال استفاده همه گیر اکثریت کاربران از این قدرتمندترین شیوه جستجو فرصت فوق العاده ای را برای صاحبان وب سایت ها فراهم آورده است تا با شناختن ابزارهای ترقی در گوگل به راحتی بر میزان بازدید و محبوبیت وب سایت خود بیافزایند. در مجموع همانطور که پیش از این نیز در مقاله مختصری به این موضوع پرداختیم، گوگل برای دستیابی به بهترین نتایج جستجو در شبکه به ابزارهایی مجهز گردیده که ساز و کار دقیق و بی نقصی را برای آن رقم زده است بدین صورت که برخلاف دیگر موتورهای جستجو در اینترنت مبنای مرتب کردن نتایج جستجو از میان صفحات بی شمار موجود در شبکه، گذشته از دو عامل وجود کلمه مورد جستجو در میان صفحات و میزان تکرار و اهمیتی که این کلمه در آن صفحات دارد، بستگی شدیدی به فاکتوری منحصر به فرد با نام Google PageRank دارد که عددی صحیح بین صفر و 10 می باشد. پس بدین ترتیب PageRank بالاتر نشان دهنده ارزش بالاتر، بازدید بیشتر و در یک کلام زندگی شیرین تر است. تاکنون روشهای فراوانی به منظور بالا بردن PageRank ارائه شده است، که کوشیده ایم مهمترین آنها را در قالب 23 سوال گرد هم جمع نمائیم:
1-آیا از PageRank صفحه خود اطلاع دارید؟
مطمئنا مهمترین و جذاب ترین بخش ماجرا عددی ست که تحت عنوان PageRank برای صفحه مورد نظر ما در نظر گرفته شده است که از راه های مختلفی می توان به آن دسترسی پیدا کرد اما راحت ترین راه دسترسی به آن استفاده از Toolbar گوگل می باشد که به راحتی و با بازدید از صفحات مختلف Rank آنها را بصورت گرافیکی در اختیار کاربر قرار می دهد.
2-آیا از الگوریتم گوگل در تعیین عدد Page Rank با اطلاع هستید؟
اساسی ترین نکته ای که در رابطه PR می بایست بدانیم این است که مبنای گوگل در محاسه PR سایت و آدرس Domain نیست و همانطور که از عنوان PageRank می توان استنباط کرد این صفحه و محتویات آن است که برای گوگل اهمیت دارد و امتیاز دهی بر مبنای سایت و نام آن صورت نمی گیرد. از این گذشته مطمئنا دانستن شیوه محاسبه عدد PR در تصمیمات ما در بهبود شرایط سایت بسیار موثر خواهد بود این شیوه همانطور که بارها گفته شده است بر اساس یک فرمول قدیمی محاسبه می شود:
PR(U) = (1-d) + d * sumV(PR(V)/N(V)) که در آن PR(U) عددی ست که بدنبال آن هستیم، D یک ضریب ثابت تناسب با مقداری در حدود 0.85 است و قسمت sumV(PR(V)/N(V))هم به مجموع PageRank صفحاتی که به صفحه مورد نظر ما لینک داده اند تقسیم بر تعداد لینک های موجود در آنها اشاره دارد. که با اینکه فرمول کاملا سر راست و ساده ای ست اما بعلت نمایش نتیجه به صورت یک عدد صحیح نمی توان جزئیات را در آن مشاهده کرد. مثلا صفحه ای که با فرمول فوق دارای رتبه 3.75 می شود با صفحه ای که دارای رتبه 3.01 است هر دو داری Rank سه می باشند.
3-آیا از Index شدن صفحات خود در گوگل با خبر هستید؟
زیر نظر گرفتن تمامی صفحات و لینک های سایت و اطمینان از ثبت کلیه صفحات توسط گوگل یکی از مهمترین وظایف یک Web Master محسوب می شود. یکی از بهترین راه های ثبت صفحات در گوگل استفاده از Toolbar گوگل و انتخاب Cached Snapshot of Page از گزینه PageRank می باشد که بدین ترتیب نسخه ای از صفحه مورد نظر در گوگل ثبت می شود. البته در بیش از 99 درصد اوقات این کار به سرعت هرچه تمام تر توسط روبات های جستجو گر گوگل و بصورت خودکار صورت گرفته است.
4-آیا صفحات بیشتری برای افزایش PageRank خود ساخته اید؟
همانطور که گفته شده گوگل برای رتبه دادن به به یک صفحه از لینک هایی که دیگر سایتها به صفحه اصلی داده اند استفاده می کند. حال اگر این لینک توسط صفحات داخلی خود یک سایت به صفحه مورد نظر داده شود می تواند در این رده بندی موثر واقع شود. پس به جای استفاده از مطالب بلند و یک پارچه بهتر است آن را به چند بخش با لینک های داخلی تقسیم کنیم. البته این ماجرا معایبی نیز دارد که در ادامه خواهد آمد.
5-آیا از PageRank خود مراقبت می کنید؟
گفتیم که گوگل برای استفاده از لینکی که در یک صفحه قرار دارد به آدرس آن صفحه و اصطلاحا Domain آن کاری ندارد پس ما می توانیم برای لینک به یک صفحه مشخص از صفحات داخلی وب سایت خودمان نیز استفاده کنیم اما این کار حکم یک چاقوی دو لبه را دارد چرا که اگر این کار را به شیوه معمولی و ساده با قرار دادن یک لینک مشابه لینک های خارجی انجام دهیم اثری کاملا معکوس داشته و موجب سقوط PageRank صفحه نیز می گردد. برای آنکه از مزیت این روش بهره گیریم و در عین حال مشکلی از لحاظ رتبه برای صفحه مورد نظرمان پیش نیاید دو روش وجود دارد که یکی استفاده از کد "nofollow" در لینک مذکور است بدین صورت که اگر بعنوان مثال قصد لینک دادن به صفحه Home.html را در صفحات داخلی داریم در کد HTML آن صفحه به این صورت عمل می کنیم:
Link Textروش دوم که از روش اول کاملا ساده تر است استفاده از لینک بصورت یک متن غیر قابل کلیک شدن است بدین معنی که نشانی صفحه مورد نظر را بدون آنکه به فرم Hyper Link در بیاید یادداشت می کنیم.
6-آیا بالاترین PageRank خود را در راستای بهبود آن مدیریت می کنید؟
بدون شک در میان صفحات انبوه یک وب سایت برخی از صفحه ها از اهمیت بیشتر و PageRank بالاتری برخوردارند که این معمولا شامل صفحه Home Page سایت می گردد اما طبق روشی که در دو مورد بالا به آن پرداختیم برای بهبود هرچه بیشتر رتبه این صفحات بهتر است به دو نکته توجه کنیم نکته اول اینکه از صفحات داخلی دارای Rank کمتر حتما به صفحه اصلی لینک بدهیم و دوم اینکه تعداد لینک های موجود در صفحه اصلی را به حداقل ممکن محدود نمائیم.
7-چند نفر و چه کسانی به شما لینک داده اند؟
این یکی از سوالات اصلی در تعیین استراتژی جهت بالا بردن Rank صفحات محسوب می شود. برای اینکه به صفحاتی که به صفحه مورد نظر ما لینک داده اند دست پیدا کنیم می توانیم از خود گوگل استفاده کنیم بدین صورت که در باکس جستجوی آن عبارت Link:http://www.your page.com را می نویسیم که با این کار لیست مورد نظر ما به نمایش در می آید. البته این لیست شامل همه صفحات لینک داده به ما نمی باشد و کاملا بر اساس Rank صفحه لینک دهنده و تعداد لینک هایی که در آن صفحه موجود است مرتب شده است. یکی از نکات جالب موجود در این لیست وجود موارد متعددی از خود سایت مادر است که تاکید مجددی بر تمرکز گوگل بر محتویات درونی صفحه و عدم توجه به Domain آن می باشد. تاثیر مستقیم این روش یافتن وب سایت هائی ست که در این لیست در بالاترین رتبه جای گرفته اند و در نتیجه در Rank ما بیشترین تاثیر را دارند که بدین صورت می توان به قرار دادن لینک بیشتر در سایت های مشابه برای بالا بردن هرچه بیشتر Rank اقدام کرد. بعنوان مثال: در اینجا می توانید سایت هایی که به Writeage لینک داده اند را مشاهده کنید
8- آیا به اندازه کافی از کلمات کلیدی در صفحه خود استفاده کرده اید؟
این تکراری ترین روش در بهبود PageRank، اتفاقا یکی از بهترین روش ها محسوب می شود در اینجا همانطور که می دانید می بایست کلمات کلیدی مرتبط با صفحه پیش رو را در جای مناسب خود قرار دهید که مناسب ترین جا در صفحه، مطمئنا چند خط و پاراگراف اول آن می باشد چرا که ربات های جستجو گر گوگل بلافاصله آن را می یابند و Index می نمایند. بعنوان مثال به چند خط اول همین مقاله توجه کنید در اینجا کلیدی ترین واژه های مرتبط با این مبحث نظیر : PageRank (به هر دو صورت متصل و جدا از هم)، راه های افزایش PageRank، شیوه امتیاز دهی گوگل و چند واژه کلیدی دیگر در متن گنجانیده شده اند که در بهبود رتبه این صفحه و Index شدن واژه های کلیدی آن نقش موثری را ایفا خواهند کرد.
در قسمت های بعدی دیگر روش های بهبود PageRank را با هم مرور خواهیم کرد.
بالاخره ۲۷ ژوئن ۲۰۰۸ (۷ تیر ۱۳۸۷) فرا رسید و Bill Gates کسی که Microsoft را با آرزوی قرار دادن یک PC روی هر میز و در هر خانه، بنا نهاده بود، کار تمام وقتش در صنعت نرم افزارهای کامپیوتری را در این شرکت رها کرد.
در زیر گزارش رویترز از مراسمی را که دیروز به همین مناسبت برگزار شده بود می خوانید:
بخشهایی از نطق بیل گیتس درباره خاطراتش در مایکروسافت ـ گزارش شده توسط Daisuke Wakabayashi :
شروع با مایکروسافت
مایکروسافت از محدود کمپانی هایی است که با یک رویا شروع شد. رویای مهم کردن نرم افزارها. رویای وجود داشتن کامپیوترهای شخصی. اینها آرزوهایی من و پل آلن بودند که زمانی خیلی احمقانه به نظر می رسیدند.
ارتباط با IBM
ارتباط با IBM از دوره های مهم مایکروسافت به شمار می رود. ما شریک آنها بودیم، در آن زمان آنها تصمیم گرفتند که ما زیاد در IBM نقش نداشته باشیم. آنها با OS/2 ادامه دادند و ما به سمت Windows رفتیم، که پایانش هم مشخص شد.
توسعه یافتن تجارت
یادم است که من و استیو (بالمر) یک شب کامل با هم نشستیم و فکر می کردیم که آیا ممکن است روزی یک کمپانی ـ مایکروسافت یا هر کمپانی دیگری ـ یک میلیارد نسخه فروش داشته باشد. این عدد خیلی زیادی است!
من آن چیزهایی را که بعضی ها فکر می کنند مایکروسافت در آنها پیشرفتی نداشته است، دوست دارم. بله، ما اشتباه هم می کنیم. اما بر میگردیم و از اشتباهاتمان درس می گیریم. بسیاری از موفقیتهای امروز ما از همین طریق بدست آمده اند.
من ایمیلی به یکی از روزنامه ها فرستادم و از آنها پرسیدم چگونه Windows می تواند بهتر باشد؟ و آنها جواب دادند که این قسمت از ایمیل واقعاً تکان دهنده بود! و من بهشان گفتم شما فکر می کنید من تمام روز چکار می کنم؟ ارسال ایمیل هایی مثل این کار هر روزه من است!
ترک کردن مایکروسافت
برای من، بعد ۳۳ سال، این تغییر خیلی بزرگی است. من معتادم به اینکه به مایکروسافت بیایم. بعضی روزها بچه ها را در ماشین سوار می کنم تا به مدرسه برسانم شان، ولی وقتی که شروع به رانندگی می کنم، فکرم مشغول کارهایم در مایکروسافت می شود و به سمت آنجا حرکت می کنم، تا اینکه آنها به من می گویند: «چرا داریم به مایکروسافت می رویم؟» و من دوباره فرمان را به سمت مدرسه کج می کنم!
مطمئنم که یک روزی در همین ماه آینده، در حالی که غرق در افکارم برای توسعه دادن نرم افزاری هستم، اشتباهاً به طبقه پنجاهم (اتاق قبلیم) می روم و از آنجا به طبقه پائین (اتاق جدیدم) بر میگردم، و بالاخره بخاطر این حواس پرتی ها از مایکروسافت اخراجم خواهند کرد!
بخشهایی از خاطره گویی بیل گیتس و جانشینش، استیو بالمر، در جمع کارمندان مایکروسافت
آشنایی با همدیگر
بیل گیتس: من و استیو هر دو در هاروارد بودیم. من پر انرژی بودم و ایده هایی در ذهن داشتم. یکی از دوستان که استیو را می شناخت، من را به او معرفی کرد و گفت: «این پسر مثل خودت سوپر انرژی است. او پسر مرتبی است». ما با هم آشنا شدیم و با هم به سینما رفتیم. ما مشترکات زیادی با هم داشتیم. و از آن روز با هم شروع کردیم و درباره ایده هایی که در ذهن داشتیم و کارهایی که میخواستیم انجام دهیم، صحبت می کردیم. واقعاً جالب بود.
استیو بالمر: بله ما رفتیم که با هم فیلم ببینیم. “آواز در باران” این فیلم مورد علاقه من بود. من تابحال آنرا ۳۰ دفعه دیده ام… بعد از اینکه از فیلم برگشتیم، با هم شروع به رقصیدن کردیم، و بعد کشتی گرفتیم و یکی من را زمین زد. بیل تلاش می کرد تا او را شکست دهد.
پیوستن بالمر به مایکروسافت
بالمر: بیل و آلن با من مصاحبه کردند. بعد پدر و مادر بیل مرا به ناهار دعوت کردند. من قبلاً یکبار با آنها ملاقات کرده بودم. بعد از پایان مصاحبه کاری، احساس می کردم که این منحصر به فردترین مصاحبه ای بود که انجام داده ام. بیل گفت: «بسیار خوب، من شهر را ترک خواهم کرد. این ماشین من. مراقب خودت باش.» من او را به فرودگاه رساندم و او از میانه مصاحبه کاری به تعطیلات رفت. از همان جا من حدس زدم که استخدام شده ام!
گیتس: من می دانستم که استیو را می خواهم. من می دانستم که به استیو نیاز دارم. چون هر قراردادی مثل یک معجزه است… باید تخمین زد که چه باید کرد، چگونه قیمت گذاری کرد، چگونه به کارمندان حقوق داد. به به دوستانم حقوق زیادی نداده ام و از ایشان شرمنده ام. خصوصاً از استیو شرمنده ام که مدام می گفتم: «هی، بیا اینجا»!
مذاکره درباره حقوق بالمر
گیتس: من به تعطیلات رفته بودم و در قایق نشسته بودم. و در همان حال ما از طریق تلفن بیسیم، با هم در مورد دستمزد بالمر مذاکره میکردیم. ما از فرمولی استفاده می کردیم که دستمزدش حدود ۳۶۰۰۰ دلار یا…
بالمر: ۴۰۰۰۰ یا ۵۰۰۰۰ دلار!
گیتس: من با دوستانی بودم که مست کرده بودند و مدام می گفتند: «هر چقدر میخواهد بهش بده»!
بالمر: او به من گفت: «نگران نباش!». من بخاطر بیل به مایکروسافت آمدم. من از برنامه نویسی چیزی نمی دانستم، درباره کامپیوترهای شخصی هم اطلاعاتی نداشتم. اما بیل را می شناختم و می دانستم که یک کمپانی موفق دارد. می دانستم که بیل یک فرد موفق و زیرک است و مطمئن بودم که اتفاقات خوبی در پیش خواهد بود.
روزی که بالمر قصد داشت مایکروسافت را ترک کند
بالمر: من با خودم گفتم: «احمقانه است! من درسم را در دانشگاه رها کرده ام و آمده ام در یک کمپانی با ۳۰ کارمند، دفتردار شده ام». والدینم به دانشگاه راه نیافته بودند. پدرم دبیرستان را به پایان نرسانده بود، و رها کردن تحصیلات من، از سوی آنها کار درستی محسوب نمی شد… من یکبار دیگر با بیل و پدرش برای شام بیرون رفتم. بیل برای اینکه مرا از رفتن باز دارد، گفت: «تو این کار را نخواهی کرد. تو این کار را نخواهی کرد. تو این کار را نخواهی کرد. ما می خواهیم روی هر میز و در هر خانه یک کامپیوتر بگذاریم. این اصلاً کار ارزشمندی نیست که تو تجارت را رها کنی و به دانشگاه برگردی.» شاید بارها او این آرزوها را تکرار کرده بود، اما این بار لحن سخنش به گونه ای بود که مرا برای ماندن متقاعد ساخت.
در پارکینگ شرکت
گیتس: در روزها اول، ما بطور باورنکردنی سخت کار می کردیم. آن روزها یکی از سرگرمی های ما این بود که تلاش کنیم تا اتومبیل خودمان را در اولین محل پارکینگ، پارک کنیم، این یعنی اینکه ما از همه زودتر آمده ایم. اگر در هنگام رفتن اتومبیلی در سمت چپ شما پارک بوده باشد، بدین معنی بود که صاحب آن شما را «دور زده است»، یعنی قبل از شما آمده و بعد از شما می رود. خیلی تحقیر کننده بود که کسی شما را دور بزند! ما درباره این کار به Mel Hallerman در IBM هم گفتیم و او این پروژه را در آنجا هم راه انداخت و بخوبی آنرا اجرا می کرد. او از همه زودتر می آمد و از همه دیرتر می رفت.
بالمر: او اصلاً زندگی نمی کرد!
گیتس: حدود نه ماه بعد، من و استیو به همراه مل برای شام بیرون رفتیم. و مل گفت: «یکی آمده که از من سخت کوش تر است. من واقعاً خیلی زود می آیم و خیلی دیر می روم، اما او هر روز از من زودتر می آید و دیرتر هم می رود. باید بفهمم که او کیست.» بعد از شام ما به پارکینگ IBM رفتیم و مل ماشین آن فرد را به ما نشان داد. استیو به آن نگاه کرد و گفت: «یک لحظه صبر کنید! این اتومبیل اجاره ای است که ما چند ماه پیش گرفتیمش و یادمان رفت پسش بدهیم!»
ابتدا گیتس و بالمر به سوالات تعدادی از کارمندان جواب دادند:
مهمترین دستاوردهای شما چه بود؟
بیل گیتس: ما افکار مردم درباره نرم افزار و کامپیوتر را تغییر دادیم. من فکر میکنم که این مهمترین کاری بود که ما انجام دادیم.
استیو بالمر: ایشان کارهای بزرگ زیادی انجام داده اند که می توانند به آنها افتخار کنند. تنها کافیست به چیزهای زیادی که در عرصه کامپیوتر اتفاق افتاده است فکر کنید. صنعت نرم افزار اصلاً وجود نداشت، اما حالا وجود دارد. هیچ کامپیوتر شخصی وجود نداشت. بیل واقعاً در تولد کامپیوتر شخصی نقش بسزائی داشت. در حقیقت بیل کامپیوتر شخصی IBM را طراحی کرد. این تاریخی فراموش نشدنی است.
در بعضی از ستیزه ها ما از جلو رهبری می کردیم. این خیلی بهتر از دنباله رو بودن است. این برای ما جالبتر بود. واقعاً عالیست که شما مردم را شگفت زده می کنید. خیلی از کارمندهای فعلی مایکروسافت تاکنون موفق نشده اند که این حس را بچشند. ما قدم به قدم با کمپانی های بزرگی جنگیده ایم و بر آنها پیروز شده ایم. Windows با OS/2 جنگید و بر آن پیروز شد.
بزرگترین اشتباهتان چه بود؟
بیل گیتس: بزرگترین اشتباهمان وقتی بود که توجه نکردیم که نرم افزار در آینده ممکن است به کجا برود و زودتر روی این موضوع کار نکردیم. بعضی اوقات چیزی محبوبیت دارد و شما سه تا چهار سال وقت نیاز دارید تا آنرا آماده کنید.
وقتی که ما کار بر روی واسط گرافیکی را شروع کردیم، به رقبایمان هم گفتیم که روی این موضوع کار کنند، اما آنها این کار را نکردند. مشخص است که این یک اشتباه بزرگ از جانب آنها بود، چون ما این کار را کردیم و آنها با مشکلات بزرگی روبرو شدند. در صنعت نرم افزار، شما بایستی پیچهای جاده پیش رو را پیش بینی کنید. ما خیلی از این پیچها را پیش بینی کردیم. آنها همیشه می گفتند «هی ببینید، مایکروسافت به قله رسیده است» و ۲۰ سال است که همین حرف را تکرار می کنند. دلیلش این است که ما پیچها را به موقع پیش بینی کردیم، اما خیلی از آنها را نیز از دست دادیم.
جستجو در وب و صنعت تبلیغات آن لاین چیزهای مهمی بودند که ما در اثر اشتباه آنها را از دست دادیم. اگر ما سه سال زودتر، اهمیت آنرا درک می کردیم و کار بر روی این صنعت را شروع می کردیم، کار خیلی آسانتر می شد.
بالمر: یک روز تصمیم گرفته بودم تا اشتباهاتمان را روی کاغذ لیست کنم، اما وقتی که لیست خیلی طویل می شد، ترسیدم و آنرا کنار گذاشتم!
بعد از یکساعت پرسش و پاسخ، بیل و استیو با چشمان گریان، نطق خداحافظی شان را ایراد کردند:
استیو بالمر: به هیچ طریقی نمی توان از بیل تشکر کرد. بیل موسس است. بیل رهبر ماست. هیچکس نمی تواند از او تشکر کند. ما از بیل بخاطر فرهنگش متشکریم. ما از بیل بخاطر فرصتی که به تک تک ما در اینجا داده است، متشکریم. همه ما، چه آنهایی که هفته پیش کار را آغاز کرده اند و چه آنهایی که ۲۸ سال با مایکروسافت گذرانده اند، بخاطر فرصتی که برای بالفعل کردن پتانسیل هایمان به ما داد، ممنونیم. ما این شانس را داشتیم که در کمک کردن به جامعه نقش داشته باشیم، این شانس را داشتیم که بعنوان یک حرفه ای رشد کنیم، این شانس را داشتیم که با بزرگترین و درخشان ترین کمپانی در جهان کار کنیم و این شانس را داشتیم که پیشرفت کنیم. من برای همه اینها از بیل متشکرم.
بیل گیتس: زندگی کاری من در نرم افزار و کار کردن با افراد افسانه ای خلاصه شده است. من عاشق کار کردن با افراد باهوش هستم. من کار کردن با استیو را دوست دارم. من کار کردن با همه افرادی را که اینجا هستند، دوست دارم.
چه روزهای بی مانندی که گذشتند. روزهایی که IBM تصمیم به حمله کردن به مایکروسافت را می گرفت و روزهایی که حقوق مشروع، غیر قانونی می شدند.
روزی در زندگیم نخواهد بود که به Microsoft و چیزهای بزرگی که باید انجام دهد و کمکهایی که باید انجام دهم، فکر نکنم.
منبع:Reuters
Engadget : بسیار خوشحالیم که در طی این سالها نشستهای متعددی با آقای بیل گیتس (Bill Gates) داشته ایم. و برایمان جای بسی خرسندی است که وی را یکی از طرفداران خود بنامیم. آرزو داریم که این آخرین نشست ما نباشد، اما متاسفانه، شاید چنانکه نشست دیگری هم در پیش باشد، این بار ایشان متصدی Microsoft نباشند.
این بار میخواهیم، با ایشان درباره نشست تاریخی شان با استیو جابز (Steve Jobs - مدیر شرکت Apple)، نقشه هایشان برای سازمان خیریه بیل و ملیندا گیتس، و همچنین آینده کاریشان در Microsoft سخن بگوئیم.

از وقتی که برای صحبت با ما گذاشتید، سپاسگزاریم. دیشب در حال نت برداری برای مصاحبه امروز بودم که به فیلم مصاحبه اخیرتان برخوردم که در آن گفته بودید دنبال شغل جدیدی می گردید! فقط میخواستم بگویم که ما در Engadget دنبال نویسنده می گردیم!…
عالیه!
من میدانم که شما اخیراً برای گاردین چند مقاله نوشته اید…
بله! من کارهای شما را هم خیلی دوست دارم…
به هر حال میدانید که مرا کجا باید پیدا کنید!…
البته
(خنده)
من دیدار شما و استیو جابز را از نزدیک نظاره گر بودم. اینکه شما روبروی همدیگر قرار می گرفتید، به نظر من گذشته از اهمیت تاریخی آن، برای بسیاری از مردم هیجان انگیز بود. میخواهم بدانم که برای شخص شما چه احساسی داشت؟ فکر میکنم که خیلی از مردم میخواهند بدانند که این دیدار برای شما طعم تلخی داشته یا بالعکس. من احساس میکنم که به نوعی تلخ و شیرین بوده است!
خوب من به استیو علاقمندم. و همیشه نسبت به برخورد او با صنعت کامپیوترهای شخصی، بسیار احترام قائل بوده ام. به هر حال همانگونه که استحضار دارید، صنعت کامپیوترهای شخصی توسط افراد جوانی پایه گذاری شد که آنرا باور داشتند و همه آنها با هم به رشد آن کمک کردند. من و استیو هم سن و سال هستیم. البته او کمی از من بزرگتر است، و سه سال پس از آنکه نخستین کامپیوتر شخصی تولید شد، وارد این صنعت گردید. استیو، شانزدهمین مشتری مفسر زبان بیسیک من بوده است. من کمودور را شش ماه قبل از آن عرضه کرده بودم، و اگر به خاطر داشته باشید هشت ماه قبل از آن هم TRS-80 را ارائه کرده بودم، که آن زمان Floating Point BASIC را اجرا میکردند. در طی همین سالها هم من شهرت پیدا کرده بودم. و در واقع آن زمان، ما بیشتربا استیو وازیاک (Steave Woziak - از پایه گذاران Apple در کنار استیو جابز) سر و کار داشتیم - استیو جابز هنوز درگیر این کار نشده بود -. استیو واز (Woz) هم در آن روزها سعی میکرد که BASIC خودش را طراحی کند که البته موفقیتی بدست نیاورد.
ما روی پروژه های مختلفی با هم کار کرده ایم. وقتی که استیو، MAC را ارائه کرد، ما رابطه نزدیکی با هم داشتیم. سی نفر در Microsoft و بیست نفر در Apple بر روی رابطهای گرافیکی با هم رقابت میکردند. تجارب خوبی در آن زمان نصیب ما میشد. هنگامی که آنها به سمت حافظه های ۵۱۲ کیلوبایتی رفتند، ما هم رقیب آنها بودیم. آنها فکر میکردند که نرم افزار Jazz یک پیشرفت غیرمنتظره در صنعت خواهد بود، اما ما به آنها نشان دادیم که این Excel است که محصول غیرمنتظره ای محسوب میشود.
من واقعاً معتقدم که استیو مهارتهای منحصر به فردی دارد که من آنها را ندارم. شما کارهای خارق العاده ای از او می بینید که تولیدات متفاوتی را ناشی میشود.
خوب وقتی که آنجا با او روبرو می شدید چه احساسی داشتید؟ استیو به Beatles گفته که او احساس نامانوس و عجیبی داشته است. رقابتی که غیر قابل توصیف و توضیح بوده!
البته! هر کدام از ما شانسهایی داشتیم. من فکر میکنم که من و استیو، افراد خوش شانسی در صنعت بوده ایم، و این رقابت بود که ما را به این موفقیت نائل آورد. ما میدانیم که این گزینه ویژه ای است و آنجاهایی که ما در کنار هم کار کرده ایم؛ به صنعت کمک زیادی شده است. و هنگامی که ما این ارتباطات را کاملتر کنیم، صنعت کامپیوترهای شخصی وارد فاز جدیدی خواهد شد.
در ماههای اخیری که تصدی Microsoft را در دست دارید، چه می کنید؟ آیا بیشتر زمان تان را در سازمان خیریه می گذارنید؟ یا هنوز روی تکنولوژی متمرکز هستید؟
من در حال حاضر بطور تمام وقت، در Microsoft هستم. چه بعنوان رئیس و چه به هر عنوان دیگری. شما میتوانید این موضوع را از کارکنان کمپانی بپرسید. اما اول جولای که بیاید، تغییراتی در پیش خواهد بود. ممکن است در ماه ژوئن حضور من در Microsoft کمی متفاوت باشد. نه به این خاطر که من بر کارهای دیگری تمرکز کنم، نه! بلکه از آن جهت که آخرین ماه کاری من در Microsoft خواهد بود… به هر حال در حال حاضر، من سخت تر از هر زمان دیگری در یک دهه اخیر به کار مشغول هستم.

چیزی روی میزتان مانده که احساس کنید که هنوز شروع نشده یا کاملاً به پایان نرسیده است؟
خوب! تکنولوژی همراه (Tablet) هنوز در مسیر اصلی خودش قرار نگرفته است. تماشای تلویزیون از طریق اینترنت نیز همچنین - البته منظورم فراگیر شدن این تکنولوژی هاست. بطوری که میلیونها کاربر از آنها بهره ببرند-. در حقیقت اینها در مسیر رسیدن به جاده اصلی هستند ولی هنوز در آن قرار نگرفته اند.
وقتی که من برنامه های مختلف را نگاه میکنم، می بینم که ما در بسیاری از موارد پیشرفتهای بیشتری نسبت به دیگران داشته ایم.
یا مثلاً بهره وری، چیزی است که ما هنوز باید بر روی آن کار کنیم.
محاسبه در ابر (Computing in the cloud) موضوع جدیدی است که بررسی میکند چگونه نرم افزار بطور خودکار منابع سخت افزاری را به کار گیرد. این چیز خارق العاده جدیدی است که ما برای سیستم های اطلاعاتی مصرف کنندگان خانگی و تجاری آنرا در دست انجام داریم.
اکنون، دوره زمانی شگفت انگیزی است! من معتقدم که همه این چیزها به وقوع خواهند پیوست. اما به زمان نیاز است. درست همچون تکنولوژی های پزشکی که زمان بیشتری از آنچه که من دوست دارم، برای به نتیجه رسیدن، نیاز دارند.
درباره بهره وری صحبت کردید. من فکر میکنم که Microsoft واقعاً در طی سالیان، بهره وری را از آنِ خود کرده است و بازار را در دست داشته. و این واقعاً پشتوانه محکمی برای Microsoft است. اما با این حال، شما هنوز احساس می کنید که در بدست آوردن بازار مشتریان قصور کرده اید؟ یعنی واقعاً روی مشتریان تمرکز نداشتید اما استیو جابز و شرکت Apple داشتند؟ یا اینکه آرزو میکنید که همه مشتریان دیگر را هم تحت پوشش می گرفتید؟
من فکر میکنم که کلید اصلی، مفهوم کامپیوترهای شخصی و صنعت نرم افزاری است. این چیزی است که ما در سال ۱۹۷۵ بر آن اساس، هسته اصلی شرکتمان را بنا نهادیم. برنامه های کاربردی ثالثی هستند که مصرف کنندگان، آنها را بر روی Windows اجرا میکنند. من فکر میکنم که ما مسیر اصلی را به آنها داده ایم، و شما می بینید که آنها هر روز بهتر میشوند. این نقش کلیدی ما را نشان میدهد. بله! Microsoft خودش برای موزیک و عکس و همه اینها برنامه دارد، اما آنچه که ما را متمایز میکند، این است که ما به نرم افزارهای ثالث هم وسعت اجرا میدهیم. سخت افزارها متنوع هستند، و نرم افزارها هم همینطور.ما به مرزهای تازه ای نیاز داریم که من فکر میکنم، واسط طبیعی و سرویسهای اتصال، میتوانند ما را قادر به حرکت به سمت این مرزهای جدید کنند.
ما بخاطر بازیهایی که مردم بر روی Windowsها اجرا میکنند، به خود افتخار میکنیم. اما حرکت به این مرزهای جدید، میتواند نوید وارد شدن به مرحله جدید را به آنها بدهد.
به نظر من تاکید و اهمیت دادن به شرکتهای دیگر، کاری است ما همیشه بهتر از بقیه آنرا انجام داده ایم و امیدوارم که این موضوع ما را در موقعیت مناسبی قرار دهد.
درباره Windows، یکصد میلیون لیسانس فروخته شده، بدیهی است که مقدار هنگفتی است. اما فکر میکنم در ماههای اخیر، خصوصاً با تبلیغات رسانه ها و وبلاگها، Vista واقعاً در بین مردم ضربه خورده است. خیلی از کاربران به XP بازگشت کرده اند یا حداقل از بازگشت سخن میگویند. احساس نمی کنید که بی اعتبار شده است؟ آیا در طراحی محصول اصلی کمپانی، انتظارات مصرف کنندگان لحاظ نگردیده است؟
من اینطور فکر نمی کنم! هر نسخه ای از Windows امکانات جدید زیادی دارد که مردم از آنها بهره می برند، امکاناتی که با دوام هستند اما گاه سخت!
در گذار از XP به Vista ما چیزهای زیادی برای تغییر دادن داریم. آیا درایورهای سخت افزارها آماده این گذار شده اند؟ آیا ما به روزرسانی را تا آنجائیکه میتوانستیم برای این گذار آسان کرده ایم؟
وقتی که مردم به سمت Vista حرکت میکنند، آنها در کل احساس خوبی دارند. این خوشنودی شاید کامل نباشد، اما احساس خوبی است. به هر حال ما به گذار برای بهتر شدن کارها نیاز داریم.
در حال حاضر درایورها در دسترس قرار گرفته اند. بطور کلی وقتی که ما به محصولی نگاه میکنیم و میگوئیم که «خوب است!» ممکن است چیزهای خوب بسیاری در آن باشد، اما ما برای چیزهایی که برای انتقال به نسخه جدید لازم هستندذ، بایستی آمادگی پیدا کنیم. بنابراین بازگشت میکنیم تا آماده شویم.
پروسه های سختی در Windows وجود دارد که ما درباره آنها بررسی میکنیم و آنها را آسانتر ارائه میدهیم. نظرات برای ما خیلی مهم هستند. اما Vista محصولی است که امکانات فوق العاده ای دارد. من مردم را به استفاده از آن تشویق میکنم. ما به امکانات Vista افتخار میکنیم!
بله، البته! اما آیا خودتان به شخصه از آن کاملاً راضی هستید؟
من هیچ وقت از هیچ محصول Microsoft رضایت کامل ندارم!
پس این جمله را تصدیق میکنید که «نرم افزارها هیچگاه کامل نیستند، بلکه فقط کنار گذاشته میشوند»؟
همیشه ویژگی هایی وجود دارند که من میخواهم به نرم افزارها اضافه گردند، یا امکاناتی که دوست دارم، کمی بیشتر به آنها رسیدگی شود.
افرادی که در این کمپانی موفق هستند، کسانی هستند که بطور خنده آوری سخت کوش و مصمم هستند. آنها تقریباً وادار میشوند که کار را رها کنند و در این زمان، اصلاً کار آماده ارائه شده است! اما من در هر محصولی جستجو میکنم و آرزوهایم را برای بهتر شدن آن بیان می دارم.
بخشی از سازمان خیریه بر روی تکنولوژی متمرکز است تا به بالابردن سطح سلامتی در کشورهای در حال توسعه کمک کند. آیا قصد دارید که از آن بعنوان یک شرکت نرم افزاری یا یک کمپانی در زمینه تکنولوژی استفاده کنید؟
البته که نه! مسلماً این مسئله کاملاً متفاوت است. من فکر نمیکنم که کمپانی هایی که در زمینه تکنولوژی فعالیت دارند، همه شبیه به هم باشند. اینجا در سازمان خیریه، شما با تحقیقات آکادمیک، دانشمندان بزرگ شرکتهای دارویی، دولتهای توسعه یافته و در حال توسعه، سازمانهای غیر انتفاعی و… سر و کار دارید که برای عموم فعالیت میکنند.
بزرگترین بخش سازمان خیریه ما به پیدا کردن درمان برای بیست نوع بیماری مختلف می پردازد. مالاریا، ایدز، سل و بیماری های دیگری که بسیاری از آنها در کشورهای فقیر شیوع دارند و برخی از مردم ثروتمند حتی نام آنها را نشنیده اند مانند Visceral و Leishmaniasis.
خوب راهی که ما در پیش گرفته ایم، هماهنگی بیشتر انرژی و منابع است. اما محرّک ما برای این مسیر، بازار نیست. این مسیر نیاز به ابداعات و اختراعات دارد. و چون ما هنوز در مراحل اولیه هستیم، من هم به این گروه پیوسته ام. و میخواهم چیزهای زیادی یاد بگیرم.
من کتابخانه بزرگی از کتب علمی و خصوصاً علوم زیستی جمع آوری نموده ام. در نیمه دوم سال، که بیشتر وقتم را صرف آنها خواهم نمود.

شما سازمان خیریه را راه اندازی نموده اید و بطور خارق العاده ای هم به آن کمک مالی میکنید. مسیر اولیه چیست؟ اولین سال سازمان چگونه خواهد بود، و شما آرزو دارید که در دوازده ماه اول چه کاری انجام گیرد؟
خوب من در سازمان بصورت پاره وقت حضور خواهم داشت. آنجا افراد بزرگی هستند که بطور تمام وقت فعالیت میکنند، از جمله پتی استونسیفر (Patty Stonesifer - سرپرست بنگاه خیریه گیتس) و همسر من که وقت زیادی میگذارد.
ما از کمک مالی ۱/۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶ به ۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۹ خواهیم رسید. بنابراین ما در حال صعود کردن هستیم، و این نشان میدهد که ما بلند پروازیم. ما میخواهیم که یک کار غیرمنتظره انجام دهیم، مثلاً کشف یک واکسن جدید، و در این راه شما واقعاً به پول بیشتری نیاز خواهید داشت. اما خوشبختانه اقبال عمومی نسبت به این کارها بیشتر شده است. اجماع سازمان Global، Bono و سازمان ما که به تازگی آغاز شده است، باعث می شود تا بهتر به آنچه که می خواهیم برسیم.
خوب من با روسای سازمانهایی که در این باره تجارب زیادی دارند و بیشتر درگیر این نوع کارها هستند، دیدار خواهم کرد و از آنها برای همکاری دعوت میکنم. همچنین با افراد خیّر و نیک اندیش، نشست خواهم داشت و درباره لذّتی که از این کار نصیب من شده است سخن خواهم گفت، و آنها را ترغیب به همداستانی می کنم. به هر حال، هر کاری که از دستم بر بیاید انجام خواهم داد. اما هدف اصلی سازمان تلاش برای سلامتی دو میلیارد انسان فقیر دنیاست تا آنها هم همچون دو میلیار فرد ثروتمند احساس سلامتی داشته باشند. این هدفی بود که از ابتدا اتخاذ شده بود و من تنها جهت تسریع آن تلاش خواهم نمود.
و اما سوال آخر؛ چه محصولاتی در Microsoft است که دوست دارید قبل از رفتن ناخنکی به آنها بزنید؟
من واسط طبیعی کاربر (Natural User Interface) را دوست دارم و دلم میخواهد که با گروهی که در این باره کار میکنند، بمانم تا آنگاه که وقتش برسد و آنرا در جریان اصلی استفاده قرار دهیم.
جستجو، پروژه عظیم دیگری است که افراد مستعدی در حال پیش بردن آن هستند. افرادی که مردم آنها را نمی شناسند، اما در حال خلق چیزهای واقعاً متمایزی هستند. استیو بالمر (Steve Ballmer - رئیس جدید Microsoft) استارت این پروژه را زده است.
زمانی که در Microsoft نیستم، بر روی نرم افزارهایی برای سیستمهای درمانی و آموزشی فکر خواهم کرد. تا زمانی هم که اینجا هستم، جستجو میکنم ببینم که در این زمینه ها Microsoft چه گامی میتواند بردارد.
به هر حال در این مدّت باقیمانده، فکر کنم شاید در سه پروژه با Microsoft همکاری داشته باشم.
از نشستی که با ما داشتید بسیار سپاسگزارم.
خواهش میکنم. مصاحبه خوبی بود.
موفق باشید.
«فورچون»، یک اسلاید شوی جالب از عکسهای بیل گیتس منتشر کرده است، خود بیل گیتس روی تک تک عکسها حرف زده. این اسلاید شو را میتوانید در اینجا ببنید. تعدادی از عکسها:
بیل گیتس در 9 سالگی:
بیل گیتس در سال 1979: در این زمان شرکت او سالانه 2.4 میلیون دلار درآمد داشت:
سال 1994: گیتس در سن دیهگو!:
سال 1993:
حتما همه عکسها را همراه توضیحات بیل گیتس ببینید و بشنوید.
http://money.cnn.com/magazines/fortune/storysupplement/gates_microsoft/index.html
برای جمع آوری سخنانی که گیتس واقعاً آنها را نقل کرده است ما به سراغ آرشیو سایتهای معتبری چون Microsoft و IDG News رفتیم. مرور مصاحبات و سخنان بیل گیتس یادآوری می کند که وی یک مرد رویایی و باهوش است با گستره عظیمی از دانش.
در زیر بعضی از سخنانی که از هوش و ذکاوت وی ناشی شده اند را می خوانید:
اگر من شخصی بودم که فقط میخواست برنده شود، تاکنون باید وارد عرصه دیگری می شدم. فکر نمی کنید که اگر من در ذهنم خط پایانی را متصور بودم، سالها پیش می بایست از آن گذر کرده باشم؟
مصاحبه با مجله Playboy ـ ۱۹۹۴
ما همیشه درباره اتفاقاتی که در دو سال آینده رخ خواهد داد، اغراق می کنیم، اما آنچه که در ۱۰ سال آینده رخ خواهد داد را خیلی کم تخمین می زنیم. هرگز اجازه ندهید که رکود و سکون به سراغتان بیاید.
کتاب «راه پیش رو» ـ انتشارات پنگوئن ـ ۱۹۹۶
آرزو دارم که فرصتی برای نوشتن کدهای بیشتری بدست آورم. دور و برم خیلی شلوغ شده است. اجازه نمی دهند که کدهای من در محصولات نهایی منتشر شود. هشت سال است که این کار را با من می کنند! هر وقت که به آنها می گویم در تعطیلات آخر هفته روی این کد کار خواهم کرد، آنها آنطور که باید و شاید حرف مرا جدی نمی گیرند!»
سخنرانی در سانتیاگو ـ ۱۹۹۷
خوب، یادتان باشد که من مالک دلارها نیستم. من فقط مالک سهامی در مایکروسافت هستم. بنابراین این ارقام وحشتناکی که شما نقل می کنید، تنها از طریق ضرب کردن بدست می آیند!
مصاحبه با مجله Playboy ـ ۱۹۹۴
آرزو داشتم که ثروتمند نبودم. چون از آن چیزهای خوبی بعمل نمی آید.
سخنرانی در سیاتل ـ ۲۰۰۶
منصفانه است اگر آنچه که امروزه ابداع می شوند را با اختراع ماشین چاپ، تلفن و رادیو یکسان بدانیم. این ابزارهای ارتباطی تاثیرات شگرفی دارند. آنها جهان را به مکان کوچکتری بدل می کنند. آنها به علم کمک می کنند تا شایسته تر پیش رود. آنها به سیاست کمک میکنند تا گام در مسیر جدیدی بگذارد. حالا کامپیوترهایی که به اینترنت متصل می شوند، از همه ابزارهای ارتباطی موجود، قدرتمندتر عمل می کنند.
کنفرانس «جوامع اینترنتی» ـ دانشگاه هاروارد ـ ۱۹۹۶
کامپیوترهای شخصی و اینترنت میروند که بعنوان ابزارهای پایه ای و اساسی درآیند. گرچه هنوز به آن درجه نرسیده اند اما ما در مسیر رسیدن به این هدف قرار داریم. درست مثل اینکه سوار اتومبیلی برای رسیدن به مقصد باشیم.
کنفرانس «عرضه Windows 98» ـ سانفرانسیسکو ـ ۱۹۹۸
می دانید که بسیاری از مردم تصمیم می گیرند تا دارایی هایشان را به فرزندانشان ببخشند، و البته برای این انتخاب یک مشروعیت کاملاً قانونی دارند. اما در مورد من، فکر میکنم که برای جامعه و برای فرزندانم بهتر باشد تا قسمت بزرگی از دارایی هایم به انجمنهای خیریه مهمی واگذار شود تا در چیزهایی مثل تکنولوژی، تحصیلات، تحقیقات پزشکی، خدمات اجتماعی و خیلی موارد دیگر مصرف شود.
مصاحبه با چارلی رز ـ ۱۹۹۸
یکی از مزایای موفقیت در این کشور، درگیر شدن با رسیدگیهای دولتی است، که کار بسیار ارزشمندی است. ما صنعت بسیار شهوت انگیزی داریم. اگر شما کارمند دادگستری باشید، مشتاقید که به کدام مورد رسیدگی می کنید: نان یا نرم افزار؟ ما همیشه با دادگستری سر این موضوع بحث داریم که آیا باید نرم افزارهایمان را ناقص کنیم یا نه! برای نمونه آیا میتوانیم یکی از محصولاتی را که بصورت جداگانه تولید کرده ایم با سیستم عاملمان ادغام کنیم. مثلاً مرورگر اینترنت، یا رابط گرافیکی یا چیزهای دیگری را که تولید کرده ایم روی سیستم عاملهایمان بگذاریم تا مردم مجبور نباشند برای خرید جداگانه آنها پول بپردازند و یک محصول کامل داشته باشند…. خوب ما در Windows 98 چیزی را تغییر ندادیم، اما متاسفانه آنها از ما خواستند که محصولی ناقص تولید کنیم، و این خیلی بد است. این موجب می شود که عقبگرد کنیم. اما ما مطمئنیم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد.
سخنرانی در دانشگاه استانفورد ـ ۱۹۹۸
من به شدت ایمان دارم که هر ابزاری که ارتباطات را افزایش می دهد، تاثیر شگرفی روی روشهای یادگیری مردم از یکدیگر می گذارد. و بدین ترتیب آنها می توانند به آزادی ای که به آن علاقمندند دست یابند. پست الکترونیک در روسیه ابزار بسیار کلیدی ای بود برای اینکه مردم با هم در ارتباط باشند و صحبت کنند درباره اینکه آیا می خواهند به سبک حکومت قبلی بازگردند یا نه. شما میتوانید در هر کشوری، تفاوتی را که این ابزارها بوجود آورده اند را ببینید.
از وقتی که احساس بشردوستی در من بوجود آمد، به عقب نگاه کردم تا ببینم چه بنیادهایی در تاریخ بنا نهاده شده اند. و به اینکه چه ابزارهایی می توانند تغییر ایجاد کنند. و اولین چیزی که نظر من را به خود جلب کرد موضوع رشد جمعیت بود. خانواده ها اطلاعاتی در زمینه کنترل جمعیت بدست آورده بودند و اطمینان حاصل کردند که اگر رشد جمعیت کمتر باشد آنها می توانند تغییرات زیادی بوجود آورند. و در نتیجه این تصمیم منابع بیشتری برای تحصیل کردن، و کلاً بهتر زندگی کردن در دسترس قرار گرفت. این یکی از پایه های اساسی و مفیدی بود که بنا نهاده شد.
کنفرانس «مزیتهای دیجیتالی شدن» در سیاتل ـ ۲۰۰۰
یکی از دلایل اینکه امروز ایالات متحده رهبری جهان را در دست دارد، به ۲۰ سال پیش برمیگردد که ما فروتنی و تواضع زیادی داشتیم. ما به ژاپن نگاه می کردیم و با خودمان می گفتیم «واو! مدل برتری هم وجود دارد؟ آیا مدلی وجود دارد که از مدل ما قویتر باشد؟» و همه این دلایل موجب اوج گرفتن ما شد. اگر در طی این سالها ما تواضع نمی داشتیم به کشورهای دیگر توجه نمی کردیم، و از آنها یاد نمی گرفتیم، سیر پیشرفتمان نزولی می شد.
کنفرانس «مزیتهای دیجیتالی شدن» در سیاتل ـ ۲۰۰۰
تا هنگامی که ما به هر کودکی، به بهترین روش آموزش می دهیم، و تا هنگامی که شهر درونمان را پاکیزه می کنیم، در کارهایی که انجام می دهیم، کوچکترین نقصی وجود ندارد.
مصاحبه با مجله Playboy ـ ۱۹۹۴
دیروز یکی از بهترین همکارانم، اسکات مک نلی (Scott McNealy) اینجا بود و درباه بازار دیجیتالی حلقه ای (Digital Market Ring) صحبت می کرد. همه همیشه می گویند که Microsoft سعی دارد تا همه کار انجام دهد. اما الان من بطور رسمی می خواهم اعلام کنم که این بازاری است که Microsoft نمی خواهد وارد آن شود.
نمایشگاه ابزارهای الکترونیکی در لاس وگاس ـ ۱۹۹۸
تمام صنعت کامپیوترهای شخصی پیرامون این دستاورد گرد آمده اند. Windows XP قدرتمندترین، سریعترین، و مطمئن ترین سیستم عاملی است که ما تاکنون تولید کرده ایم. اینطور بگویم که ما میلیونها دلار توسعه در این محصول جدید ریخته ایم! ما از طریق فیدبکهای مشتریانمان و بر پایه این نگاه که کامپیوترهای شخصی را به انجام دادن کارهای جدیدی واداریم، به این محصول دست یافتیم. برای ما امنیت و حفاظت از حریم خصوصی، خیلی مهم بود. در سیستم تبادل پیام فوری، اساس نوینی را بنا نهادیم. این تجربه شخصی جدیدی از دنیای دیجیتال است. Windows XP و Office XP دو ابزار جدیدی هستند برای دنیای تجارت آینده.
کنفرانس «عرضه Windows XP» ـ نیویورک ـ ۲۰۰۱
ما در دوره شگفت انگیزی زندگی می کنیم. اگر با نیازهای فرودستان آشنا شویم، می توانیم از طریق تخصیص دادن درآمدها، و ساختن تجارتهای جدید، فقر را ریشه کن کنیم. این کار بی انتهاست و هرگز به پایان نمی رسد. احساس خاتمه دادن به این چالش، موجب می شود که با اشتیاق جهان را تغییر دهیم. و من خیلی خوشحالم که جزئی از این مسیر هستم.
سخنرانی در مجمع جهانی اقتصاد ـ سوئیس ـ ۲۰۰۸
در حالی که تکنولوژی های جدیدی در حال عرضه شدن هستند، والدین این نگرانی را دارند که این تکنولوژی ها چگونه استفاده می شوند. و اینترنت در بالای این لیست قرار دارد. شما میدانید که بزرگترین فرزند من ۱۱ ساله است. و ما هنوز به سالهای سخت وارد نشده ایم. مثلاً داشتن حساب Facebook یا صرف حجم زیادی از وقت در مسنجرها. اما من مطمئنم که این اتفاق در پیش خواهد بود. ما مراقب هستیم که کامپیوترهای خانه مان آزاد نباشد. بنابراین فرزندانمان می دانند که هر کاری که روز کامپیوتر انجام میدهند، ما در جریانش خواهیم بود. البته ما از اعمال محدودیتهای زیاد، مثلاً محدودیت در تخصیص زمان یا چیزهای ویژه، دوری می کنیم. ما فقط نگاه می کنیم که اوضاع چطور پیش می رود و چه صحبتهایی رد و بدل می شود.
سخنرانی در کمیته علوم و تکنولوژی ایالات متحده ـ ۲۰۰۸
هنگامی که من به دبیرستان می رفتم، کامپیوتر، چیز وحشتناکی محسوب می شد. مردم درباه کارتهای پانچ و دستگاه شیطانی که صورتحسابهای اشتباهی برایشان می فرستاد سخن می گفتند. هیچکس تصور نمی کرد که روزی همه کارها به این ماشین واگذار شود.
سخنرانی در دانشگاه الینویز _ ۲۰۰۴
اگر بخواهم درباره چیزی که بهترین احساس را به من القا می کند، صحبت کنم، از بودن در جریان انقلاب نرم افزاری و نتایجی که از آن ناشی می شود، خواهم گفت. شما می توانید به سراسر جهان بروید و در تمام مدارس و بیمارستانها این کامپیوترها را ببینید که مورد استفاده قرار می گیرند. و خواهید دید که چگونه این ابزارها برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات و در نتیجه بوجود آوردن جهانی بهتر و آزادتر بکار گرفته می شوند.
سخنرانی در دانشگاه استانفورد ـ ۲۰۰۲
۳۰ سال پیش، زمانی که پل آلن (Paul Allen) و من Microsoft را تاسیس کردیم، آرزوهای بزرگی درباره نرم افزارها در سر داشتیم. ما آرزوهایی از تاثیراتی که کامپیوترها می توانند در زندگی داشته باشند، داشتیم. ما رویای وجود کامپیوتر بر روی هر میز، و در هر خانه را در سر می پروراندیم. این خیلی شگفت انگیز است که می بینیم بسیاری از آن آرزوها به واقعیت بدل شده اند و ما می توانیم آنها را احساس کنیم. من هیچگاه تصور نمی کردم که کمپانی ما بتواند بر پایه آن رویاها چنین جهشی کند.
کنفرانس خبری درباره کار تمام وقت در زمینه خیریه و کار نیمه وقت در مایکروسافت - ۲۰۰۶
|
دانشجوی ترك تحصیل كردهی دانشگاه هاروارد كه بزرگترین شركت نرمافزاری جهان را بنیانگذاری كرد تا چند روز دیگر به كار رسمی در مایكروسافت پایان میدهد. پس از كنارهگیری بیل گیتس از مایكروسافت در 27 ماه ژوئن برابر با هفتم تیرماه، سه نفر جای خالی وی را پر خواهند كرد. از زمانی كه گیتس روند تغییر فعالیت خود از رهبری مایكروسافت به هدایت بنیاد خیریهی بیل و ملیندا گیتس را آغاز كرد سمت وی به عنوان مدیر معماری نرمافزار به ری اوزی واگذار شد. "كرگ ماندی" هم وظایف مدیر پژوهش و مدیر استراتژی را از وی به ارث برده و "استیو بالمر"، همكلاسی سابق بیل گیتس در دانشگاه هاروارد، مدیر اجرایی غول نرمافزاری شده است. بیل گیتس پس از دو سال دانشگاه هاروارد را ترك كرد تا شركتی را بنیانگذاری كند كه به غول نرمافزاری جهانی مایكروسافت تبدیل شد؛ وی بعدها مدرك افتخاری از هاروارد و دانشگاههای دیگر دریافت كرد. گیتس پس از بازنشستگی از مایكروسافت، رییس هیات مدیره و بزرگترین سهامدار آن باقی خواهد ماند امابه گفتهی تحلیلگران او همچنان بخشی از مایكروسافت بوده و عزیمت وی نمادین خواهد بود. |
| |
|
با وجود مشکلاتی که در روز ارائه فایرفاکس 3 برای سرورهای موزیلا بوجود آمد، نسخه نهایی این مرورگر در 24 ساعت نخست انتشار 8.3 میلیون دفعه توسط علاقه مندان دانلود شد.
موزیلا هدف خود را کسب رکورد جهانی 5 میلیون دانلود در نظر گرفته بود و با خوشحالی به این عدد 3 میلیون دیگر اضافه شد! طبق اعلام رسمی بنیاد موزیلا و مدیر ارشد آن آقای مهندس"John Lilly" ارزش سهام موزیلا در بازار پس از معرفی نسخه نهایی فایرفاکس 3 به مقدار بیش از 4 درصد افزایش پیدا کرده است. سرورهای موزیلا طی این 24 ساعت، مقدار 83 ترابایت اطلاعات را جابجا کرده اند و در بالاترین زمان تعداد 17000 دانلود هم زمان وجود داشته است. همچنین بطور میانگین تعداد 4000 نفر با هم این مرورگر را دانلود نموده اند. مرورگر فایرفاکس 3 از طرف کاربران 200 کشور جهان دانلود شد و 10 کشور برتر در این زمینه به ترتیب عبارت بودند از: 1- آمریکا 2- آلمان 3- ژاپن 4- اسپانیا 5- انگلستان 6- فرانسه 7- ایران 8- ایتالیا 9- کانادا 10- لهستان آقای "Erick Schonfeld" نویسنده وبلاگ معروف "Techcrunch" در این زمینه می گوید: "بله، فایرفاکس 3 در ایران بسیار با اهمیت است. و اینترنت اکسپلورر هیچ شانسی ندارد." من همینجا به آقای Erick Schonfeld بگم که تا من هستم اینترنت اکسپلور شرکت عزیز مایکروسافت رو پر شانش ترین می کنم و امیدوارم روزی مایکروسافت تقاضای همچین رکوردی از کاربرانش داشته باشد تا بعد بتوان قضاوت به عدل کرد و در ضمن از حضور پر شور ایرانی ها در اینترنت خوشحالم اما ای کاش جز ظاهر به چیز های دیگری می رسیدیم...
این سه نقطه خود نشانگر ناگفته هاییست شاید روزی بگویم
به امید روزی که ایرانی ها اکسپلورری بسازند تا به آن افتخار کنیم و بگوییم N کشور دنیا این مرورگر را دانلود کردند نه اینکه مصرف کننده تولید دیگران باشیم و به آن افتخار کنیم
ایرانی میتواند... پس ایرانی باشید و تلاش کنید |
روزی به عنوان سرمربی تیم ملی برمیگردم
افشین قطبی
وقتی این یادداشت را مینویسم که ساعت سه نیمهشب است و هنوز 12 ساعت از قهرمانی پرسپولیس نگذشته است و تنها با اصرار دوستان مطبوعاتی که اصرار داشتند برای قهرمانی چیزی بنویسم این یادداشت را مینویسم و یک شرط برای آنها گذاشتم که تنها موقعی این یادداشت چاپ شود که من از ایران رفته باشم.
ابتدا میخواهم از نامهربانیهایی که با من در این مدت شده صحبت کنم. شاید الآن لحظاتی نباشد که شیرینی قهرمانی را به کام هواداران تلخ کنم، اما باید بگویم که وقتی اول فصل به پرسپولیس آمدم، تعدادی از اطرافیان و کادر باشگاه پرسپولیس دوست نداشتند که من با این تیم نتیجه بگیرم و شروع به شایعهپراکنی و اذیتکردن من کردند.
اما بعد از نتایج خوب اول فصل من متقاعد شدند که من در پرسپولیس بمانم. ولی بعضیها بودند که هنوز دوست نداشتند که من نتیجه بگیرم و حتی تمام شرایط را بعد از باخت با استقلال اهواز مهیا کردند که مدیرعامل باشگاه من را اخراج کند. و حتی لبتاب من را هم شکستند.
با این حال با درایت و صبر آقای حبیب کاشانی در این تیم ماندگار شدم تا به خیلیها ثابت شود که من میتوانم پرسپولیس را قهرمان لیگ کنم. حالا آنها میتوانند بعد از رفتن من به کارها و اهدافی که دوست داشتند برسند.
میخواهم از هواداران پرسپولیس به خاطر اینکه من را بعد از ناکامیها و باختها تحمل کردند، تشکر کنم. من تا آخرین لحظه به عشق هواداران همه ناملایمتها را تحمل کردم تا به قولی که اول فصل به آنها داده بودم عمل کنم. هواداران پرسپولیس یکی از بهترین هواداران فوتبال دنیا هستند و حتی بعد از باختها نیز هیچوقت امیدشان را به قهرمانی از دست ندادند.
پرسپولیس سال دیگر نیز میتواند با این تماشاگران به قهرمانی برسد. هواداران پرسپولیس میتوانند الگوی هواداران در ایران باشند. زیرا تا لحظه آخر تیمشان را تشویق میکردند و امیدشان را از دست ندادند.
یکی از دلایلی که من از پرسپولیس میروم، به خاطر هواداران پرسپولیس است. زیرا نمیدانم که میتوانم انتظارات آنها را برای قهرمانی در آسیا برآورده کنم. و از آنها یک درخواست دارم که از مربی بعدی نیز به خوبی من استقبال شود و با یک نتیجه بد ناامید نشوند. هواداران پرسپولیس در سال بعد باید از کادر فنی حمایت کامل کنند، زیرا پرسپولیس برای فصل بعد کاری بسیار مشکل پیشرو دارد.
از اینکه لقب امپراتور را به من دادند، بسیار خوشحال هستم. امیدوارم سالهای بعد باز هم این لقب را از استادیومهای ایران بشنوم؛ زیرا من دوست دارم دوباره با این هواداران روبهرو شوم.
نمیخواهم نصیحت کنم، اما به تمام جوانهای ایرانی میگویم که شماها نیازی به لابی و پارتیبازی ندارید تا به جاهای بهتری برسید. زیرا جوانهای ایرانی همگی باهوش هستند و اصلاً در دنیا به این معروف هستند. رابطهداشتن با افرادی که قدرت نفوذ زیادی دارند تا ما را به جای بالاتر بکشند، کار انسانهای ضعیف است.
میخواهم از تمام دوستان مطبوعاتی به خصوص تحریریه چلچراغ تشکر کنم. چون میدانم در طول فصل چه استقلالی چه پرسپولیسی طرفدار افشین قطبی بودند. چندینبار قرار بود با همکارتان بهصورتِ سرزده به دفتر چلچراغ بیایم، اما هر بار اتفاقی افتاد که نشود و یکی از افسوسهایی که میخورم این است که نتوانستم دوستان چلچراغیام را از نزدیک ببینم. اما مطمئن هستم روزی دوباره همدیگر را خواهیم دید.
یکی از آرزوهای بزرگ زندگی من این است که سرمربی تیم ملی کشورم شوم و هر روز با این رویا میخوابم و بلند میشوم و مطمئن هستم روزی به این افتخار بزرگ دست پیدا میکنم.
زندگی نیز شبیه فوتبال است. با تمام اشکها و لبخندها. در طول این 11 ماهی که درکنار مردم ایران بودم، لبخندهایم بیشتر از اشکهایم بود و وقتی میخواهم وطنم را ترک کنم، بدترین لحظاتِ زندگیام است. مردم ایران در این مدت من را عاشقانه دوست داشتند و خیلی به من محبت کردند. آنها من را مثل یکی از اعضای خانوادهشان دوست داشتند.
امیدوارم روزی با موفقیت در تیم ملی ایران لطفهای آنها را جبران کنم. و در پایان میخواهم بگویم قبل از اینکه به ایران بیایم، همیشه از اینکه یک ایرانی هستم، به خودم افتخار میکردم و الآن درحالی کشورم را ترک میکنم که هرکجای دنیا بروم با صدای بلند داد میزنم که من یک ایرانی هستم و با غرور از خوبیهای کشورم، از مردم کشورم و از زیباییهای کشورم تعریف میکنم و به عنوان یک ایرانی هرجا که لازم باشد از کشورم دفاع میکنم.
من از اینکه کشورم را ترک میکنم، اندوهگین هستم و قلبم و فکر و ذهنم به لحظهای میاندیشد که درحال ترککردنِ ایران هستم و از این لحظه وحشت دارم. میخواهم در پایان این یادداشت برای تمام مردم کشورم، برای پرسپولیسیهای عزیز و برای تمام روزنامهنگاران ایرانی آرزوی موفقیت کنم. به امید روزهای بهتر برای ایران و ایرانی…
بهنقل از هفتهنامهی چلچراغ
شمارهی 298، شنبه 25 خرداد 1387
نوشتارهایی دربارهی افشین قطبی
افشین قطبی- ویکیپدیا
Afshin Ghotbi- ویکیپدیا
فقط افشین قطبی
افشین قطبی فاتح لیگ دلها!
افشین قطبی و لپ تاپ
نظر بازیگران و ورزشکاران درمورد قطبی
یک جنتلمن واقعی
تاجگذاري امپراتور افشين اول
افشین قطبی در فیسبوک
تفاوت افشین قطبی و بیل گیتس
افشین قطبی و یاد بازرگان
افشین قطبی : پسر رضا قطبی معروف نیستم
لابی افشین قطبی با خدا
لبخند تلخ افشین
افشین قطبی: فقط با «یا علی» نمیشود قهرمان شد
به این دلایل افشین قطبی در ایران نمی ماند
یادداشت امیر قادری درباره افشین قطبی و اهمیت بازی امروز
پاسخ سیامک رحمانی به یادداشت امیر قادری
يادداشت امير قادري درباره حضور اخير افشين قطبي در برنامه 90
یادداشت حبیب رضایی درباره مربی سابق پرسپولیس
افشین قطبی را نیز قربانی می کنیم؟
افشین قطبی: هرگز به كشورم پشت نمیكنم
رازهای افشین قطبی
تمجید روزنامه گاردین از افشین قطبی
افشین قطبی: گفتم قهرمانيم، اما نگفتم تمام بازيها را ميبريم!
قطبی: در تاریکی هم آفتاب را می توان دید!
تیغ تیز تیم ملی بر روی گردن قطبی
انتشار مصاحبه منتشر نشده و شروط افشین قطبی پیش از خروج از ایران: استیلی نباشد، نیکبخت اخراج شود
پرسپولیس؟ جای خود! قطبی را دریاب…
شباهت عجیب افشین قطبی و لئونارد کوهن!
گفتگو با افشین قطبی
گفتوگوی خبرگزاری فرانسه با افشین قطبی
گفتوگوي ايسنا با افشين قطبي
قطبی از نگاه دو
روایت امیر قادری از آخرین ساعتهای حضور قطبی در تهران
8 برگ برنده برای قهرمانی قطعیِ پرسپولیس در لیگِ برتر
حرفهای سرمربیان دو تیم
ارزش جنگیدن
دلم شکست - آخرین گفتگو با همشهری جوان
مصاحبه افشین قطبی با صدای آمریکا!
وی با طرح این سوال که "آیا گوگل ما را کودن می کند؟" (Is Google making us Stoopid) با دلایل بسیاری به پاسخ این سوال پرداخته است. [نیکلاس کر به عمد واژه stupid به معنای کودن را به صورت Stoopid نوشته است تا با این روش این واژه را از نظر ظاهری شبیه به واژه Google کند]
وی در پاسخ به این سوال نوشته است: "این حقیقت دارد که ما به محض آنکه برای خواندن سندی چند صفحه ای و یا یک کتاب مقابل رایانه می نشینیم در یک چند عملکردی ذهنی غوطه ور می شویم و پس از خواندن چند پاراگراف احساس خستگی می کنیم. به این ترتیب روش خود را عوض کرده و بلافاصله خود را آماده مشاهده یک لینک جدید می کنیم."

نیکلاس کر در ادامه نوشت: "شما نمی توانید استعداد 12 تا آنتونیو سالریو [آهنگساز ایتالیایی قرون 18 و 19] را داشته باشید و قطعه ای از موتزارت را بسازید. شما نمی توانید در کنار هم کمیته ای از دانشجویان با استعداد هنر را تشکیل دهید و نقاشی "لا دنس" اثر هنری ماتیسه نقاش فرانسوی را بکشید. چون ناتوانی ماندگار ما با ماهیت وجودی چندگانه ها سازش پیدا می کند و باعث می شود که میل ما در وضع الگوهای هنری در جایگاهی غلط قرار گیرد. شکسپیر صاحب هملت است چون آن را خلق کرده است به همین ترتیب الکساندر گراهام بل مالک تلفن است چون زودتر از آنتونیو مئوچی حق انحصاری اختراعش را به ثبت رساند."
به اعتقاد کر، اینترنت دقت و توجه کاربران را نابود می کند و موجب می شود که استعدادها هرگز شکوفا نشوند.
در حقیقت این نخستین بار نیست که نسبت به نقش مخرب اینترنت در سرکوب استعدادها و خلاقیت هشدار داده شده است به طوری که دسامبر گذشته "تارا برابازون" استاد ارتباطات و رسانه دانشگاه بریگتون انگلیس استفاده از جستجوگرهای گوگل و ویکی پدیا را به عنوان منابع جستجوی تحقیقات دانشجویان خود ممنوع کرد.
این استاد در توضیح این مسئله اظهار داشت: "مسئله این است که امروزه بسیاری از دانشجویان دیگر تمایلی به استفاده از مغز خود ندارند. ما باید ارزش تحقیق و تجزیه تحلیل را احیا کنیم. به همین علت من استفاده آنها از سایتهایی مثل گوگل و ویکی پدیا را ممنوع و به آنها لیستی از کتابهایی را ارائه کردم که دانشجویانم می توانند با کمک آنها تحققیات خود را انجام دهند."
این استاد در سایت رسمی دانشگاه بریگتون نوشت: "می خواهم که دانشجویانم پشت میز بنشینند و کتاب بخوانند. می خواهم که آنها تجربه صفحات نوشته و چاپ شده را یادبگیرند، دقیقا همانطور که تجربه پیکسل و محتویات دیجیتالی را آموخته اند. در حقیقت می خواهم که دانشجویانم هر دوی اینها را و نه تنها یکی از آنها را تجربه کنند."
همچنین در روزهای اخیر مایکروسافت، گوگل، اینتل و "آی بی ام" گروهی را به منظور بررسی مشکلات ناشی از اعتیاد به پست الکترونیک که موجب کاهش راندمان کار کارمندان این شرکتها شده است تشکیل دادند.
در راستای این تصمیم، اینتل تولید کننده جهانی ریزتراشه ها در مدت 8 ماه یک تحقیق درون شرکتی را انجام داد و کشف کرد که پس از محدود کردن امکان استفاده از پست الکترونیک بسیاری از وابستگان به این فناوری بیشتر احساس خلاقیت کردند و بر راندمان کاری آنها افزوده شد.